رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟

تایید

مجله اینترنتی وبلایت

فــــــــــــــــــــــروشــــــــــــــــگاه هـای آنلاین وبلایت

مجله اینترنتی وبلایت

پیچ گراها

manager | شنبه | 1397/04/02 | 09:30 | شماره ی اول

0

61

دقت کردین
همیشه یه عده هسن که خاطرات بسیار خنده داری از دوران خدمت بسیار مقدس سربازیشون برا تعریف کردن دارن!!!
این میتونه در نوع خودش یه مکتب ادبیِ شفاهی باشه!! 
این مکتب چند محور اساسی داره:
1- همیشه این دوستان در نهایت زیرکی، یه جمعیو پیچوندن، از دژبانی دم در گرفته تا فرمانده گروهان و فرمانده پادگان و اصن خود رئیس ستاد مشترک
2- هیچ وخ مشکلی براشون پیش نیومده
3- اوایل هیچ کس نمیفمه اینا تو پیچن 
4- اواخر همه میدونن ولی با گفتن یه جمله -اَی پدسّوخته- بهمراه یه لبخند قضیه فیصله پیدا کرده
5- این خاطرات تمومی نداره
6- قابل ذکر نیس!!!
خلاصه، برای افراد تابع این مکتب همیشه حوادثی محیرالعقول رخ میده که یه پای ثابتشن، اساسی!!
نکته جالب اینه که این خاطرات هیچ وخ هیچ شاهد عینی که در دسرس باشن، نداره!!
مثلاً یه دوستی میگف من در کل دوران آموزشی، حتی یه بارم لباس فرم نپوشیدم و با کفش و کاپشن چرمی جلو فرمانده احترام میذاشتم و رژه میرفتم و...!!! 
بعد از سالها مشخص شد تو اون دوره، به اون پادگان اساساً لباس ندادن و همه همین شرایطو داشتن!!!
و تو خود حدیث مفصل بخان لطفاً...
 
نتیجه گیری:
1- اولاً پیچوندن خوبه و اهل پیچ آدم حسابین 
2- خالیبندی و پیچوندن از لحاظ ریاضی با هم نسبت بسیار مستقیم دارن!! 
3- با استناد به جمله ای معروف که میفرماد: هر کی تو خدمت هر جور باشه، تو زندگیشم همونجور میشه،
اگه آدم پیچیده ای دیدید،  خودتون قضیه رو بگیرید...
4- پیچش بهتر و مقدس تر و توصیه شده تر از قانون مداریه
5- پیچیده ها دوس داشتنی تر از بچه مثبتان!!
6- قابل ذکر نیس!!!
منبع: سلسله مکاتب فرهنگ معاصر ( که بعداً تالیف میشه)
برگشت به پست وبلایت
برگشت به پست وبلایت
برگشت به پست وبلایت
0:00
0:00
وبلایت
ویدئوهای پیچ گراها صداهای پیچ گراها تصاویر پیچ گراها

برای مشاهده محتوای هر بخش روی آیکون آن کلیک فرمائید

برچسب ها :
نظر به صورت خصوصی ارسال شود.