رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟

تایید

مجله اینترنتی وبلایت

فــــــــــــــــــــــروشــــــــــــــــگاه هـای آنلاین وبلایت

مجله اینترنتی وبلایت

وکیل بی وکیل...

manager | شنبه | 1397/04/02 | 09:30 | شماره ی اول

0

106

یکی بود یکی نبود ؛
روزگاری پادشاهی بود که خودش را وکیل الرعایا می نامید . تاریخ می گوید مرد کریمی بود و در کنار خدمات بسیار ، مجموعه ای سه گانه به یادگار گذاشت برای ما .
خیلی ها از سراسر دنیا می آیند به دیدنش . یک  مسجد ، یک حمام و یک بازار ؛ هر سه وکیل .
بازار وکیل متولد دوران زندیه است.  امسال 247  ساله شده ؛
بیست سال طول کشیده تا مساحت 21 هزار متر مربعی اش ، آجر به آجر بنشیند روی هم . تا بشود قلب اقتصادی شهر شیراز.
زمانی تمام کارهای بازرگانی و خرید و فروش کالاهای داخلی و خارجی در دل حجره های بازار وکیل انجام می شد.
ایده داشتن چنین بازاری ،اولین بار در ذهن کریم خانِ وکیل الرعایا شکل گرفته ؛ سوغات سفر به لار بود.
وقتی که صلابت سنگی بازار قیصریه ، خورد به قلب کریمِ کریم خان . مِهر قیصریه  نشست به جانش .
از لار که برگشت دستور داد بازاری شبیه قیصریه ی لار بسازند  تا مغازه داران در محل مشخص جمع شوند و کاسبی کنند.
بازاری که بعد از حدود 250 سال هنوز هم نمایشگاهی دائمی است ، از غذاها و لباس و کالاهای مختلف.
این بازار باشکوه اگرچه  با روش های جذب مشتریِ  مراکز مدرن خرید امروزی چندان سازگار نیست اما می تواند دل هر رهگذری را ببرد.
مصالحی که در بازار استفاده شده، گچ و آهک است که روی پایه هایی از تخته سنگ های تراشیده ، بنا شده اند.
آنچنان محکم ساخته شده که زلزله های شیراز تا کنون نتوانسته آسیب جدی به آن وارد کند.
آرتور پوپ – ایران‌شناس نامی معتقد است : در ساختن گنبدهای آجری ، ایران مقام اول را حائز است. معماران با قریحه ایران ، مسئله پیچیده و غامض ساختن «گنبد بر پایه چهار گوش» را حل کرده‌اند و حال آنکه حل این معما برای مهندسان و معماران رم میسر نشده‌است.
دانشجوهای هنر و معماری هنوز هم روی نقش و نگار و  در و دیوار این بازار ، پایان نامه می نویسند.

سال ۱۳۱۵ هجری شمسی، شاید چراغ اول بی فکری روشن شد!
با احداث خیابان زند،‌ ارتباط راسته شمالی را با ادامه خود تا چهار سوق بزرگ بازار قطع کردند؛ به دنبال این دستکاری ، بخشی از راسته شمالی ، شامل ۸ طاق و کاروانسرای قوامی و قسمتی از کاروانسرای روغنی به ناچار تخریب شد.
و به مرور چراغ های تازه تر از تازه تری روشن کردیم!

خیابان ها ، تو در تو شدند و تردد ها بیشتر از ظرفیت خاک بستر و ...
که کریم خان این سازه را برای این حجم از برو بیا نساخته بود !
بازاری که زلزله های شیراز تا کنون تکانش نداده بود ، حالا سقفش از نفس افتاده ، با تغییرات ساختاری که دادیم ، با خیابانی که از وسطش رد کردیم و بازار را شکافتیم .
اسمش را گذاشتیم خیابان زند و فکر کردیم با همین اقدام اساسی :) مشکلات حل می شود و همه چیز آرام...
اما کم کم ...


وکیل ، بازاری که شلوغ است اما سقفش در سر و صدای مشکلات روز و سال و ماه ما ، بی صدا در حال فرو ریختن است .
و اگر این سقف روی بی خردی چند نسل آوار شد ؛ تعجب نباید کرد که قصه بسر رسیده باشد.
بخش‌هایی از بنای بازار وکیل شیراز که دچار فرسایش شده باید در اسرع وقت بهسازی شود اما می گویند نه شهرداری بودجه‌ای برای مرمت بازار در اختیار دارد و نه میراث فرهنگی به آن اهمیت می‌دهد.  اعتبارات استانی هم پاسخگوی بحران بازار وکیل نیست.
شاید اگر کریم خان زند ، خود ، امروز بر مسند بود، با چُنین مدیرانی، چُنان که گفته اند کریمانه بر خورد نمی کرد تا مبادا پایان ماجرا ، ناامید کننده نباشد...

 

پ ن : در بخش ویدئو ، موزیک ویدئویی با صدای حامد فقیهی به سبک آکاپلا می شنوید با تصاویری از بازار وکیل شیراز...

برگشت به پست وبلایت
برگشت به پست وبلایت
برگشت به پست وبلایت
0:00
0:00
وبلایت
ویدئوهای وکیل بی وکیل... صداهای وکیل بی وکیل... تصاویر وکیل بی وکیل...

برای مشاهده محتوای هر بخش روی آیکون آن کلیک فرمائید

برچسب ها :
نظر به صورت خصوصی ارسال شود.