ماجرای یک جشن عروسی باشکوه

ماجرای یک جشن عروسی باشکوه

جشن عروسی از مهمترین اتفاق های زندگی  یک زوج است. هرکسی بسته به سلیقه اش مراسم عروسی را جوری برگزار می کند. یکی در تالارهای عقد و عروسی گران قیمت، یکی هم با طراحی کارت دعوت و ارسال آن به مهمانان برای شرکت در یک عروسی با شکوه . مثل این دعوت نامه که در مجله فرهنگی وبلایت می خوانید.

جشن عروسی از مهمترین اتفاق های زندگی  یک زوج است. هرکسی بسته به سلیقه اش مراسم عروسی را جوری برگزار می کند. یکی در تالارهای عقد و عروسی گران قیمت، یکی هم با طراحی کارت دعوت و ارسال آن به مهمانان برای شرکت در یک عروسی با شکوه . کارتی که مشکلات عروسی دیگران  را هم حل می کند. متن این دعوت نامه را در مجله فرهنگی وبلایت می خوانید.

 

دعوت نامه ای از یک دختر خانمی به دستم آمد
از بس جذب این کارت شدم کارتش را با خودم آوردم قم.

جشن عروسی
یکی از افراد محترم تبریز دخترش را عروس میکند
بعد در کارت عروسیش می نویسد که:

یک کارت عروسی از یک دختر خانمی دستم آمد
از بس جذب این کارت شدم کارتش را با خودم آوردم قم.
یکی از افراد محترم تبریز دخترش را عروس میکند
بعد در کارت عروسیش می نویسد که:

باسمه تعالی

دوشیزه فلانی و آقای فلانی به ازدواج هم در آوردند
بنا داشتیم جشن با شکوهی بگیریم شما را هم دعوت کنیم اما
تصمیم گرفتیم بودجه جشن را بدهیم به یک خواهر و برادر و آنها هم ازدواج کنند.
بنابراین جشنی نداریم کارت را فرستادیم که بدانید ما عروس شدیم.

این کارت کارت اطلاع بود که بدانید که ازدواج شد گرچه از دیدارتان محرومم ولی امیداورم این عمل انقلابی اسلامی را بپذیرید.
و اگر یک سال تشریفات ازدواج در ایران کم بشود
دختر و پسری بی زن و بی شوهر نمی مانند
و اگر یک سال پولهایی که در ساختمانها خرج دکور سازی می شود کم بشود
کسی بی خانه در ایران نمی ماند

به نقل از حجه الاسلام قرائتی

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]