کتابی که قرار بود به دست حاج قاسم برسد

کتابی که قرار بود به دست حاج قاسم برسد

کتاب حاج قاسم سلام یکی از ده ها کتاب با موضوع سردار قاسم سلیمانی است که پس از شهادت سردار منتشر شده است. چیزی که این کتاب را از کتاب هایی مشابه متمایز کرده این است که حاج قاسم سلام قرار بود به دست سردار برسد اما این اتفاق هرگز نیفتاد.

پس از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، نویسندگان حوزه دفاع مقدس در فرصت کوتاهی دست به قلم شدند،
و  کتاب هایی با موضوع خاطرات و روایت هایی از شهید روانه بازار کردند.
کتاب حاج قاسم سلام اما شاید تنها کتابی است که بیش از شهادت سردار نوشته شده،
و حتی قرار بوده صفحات این کتاب را اول خودش بخواند.
اتفاقی که در تقدیر این کتاب نبود اما شما خواننده عزیز مجله وبلایت می توانید درباره اش بخوانید
و درباره خریدش اینجا بهتر تصمیم بگیرید.

حاج قاسم در جبهه

درباره داستان حاج قاسم سلام

این کتاب، خاطرات حمیدرضا فراهانی از سردار حاج قاسم سلیمانی است.
او در مقام راوی داستان در صفحه اول کتاب چند خطی آورده است:

«متن پیش رو خاطرات اینجانب در مقام راوی حاج قاسم سلیمانی از لحظه به لحظه فرماندهی آن شهید در عملیات والفجر ۸ است.
قرار بود این نوشته ها به دست حاج قاسم برسد، اما تقدیر بر این شد که این خاطرات را دوستداران و یاران او بخوانند.»

«راویان» کسانی بودند که د زمان جنگ با یک دفترچه و یک ضبط کوچک در تمام عملیات ها سایه به سایه فرماندهان حضور داشتند
و لحظه به لحظه دنیای فرماندهان را ثبت می کردند.
شاید بتوان راویان را نزدیک ترین افراد در ایام عملیات به فرماندهان دانست.

 

کتاب حاج قاسم سلام به قلم مجید سانکهن به نگارش درآمده
و انتشارات روایت فتح، ناشر کتاب های دفاع مقدس آن را منتشر و روانه بازار کرده است.

این داستان شرح اتفاقی نادر در عملیات والفجر ۸ است،
که ماجرای حمله شیمیایی لشکر ۴۱ ثارالله کرمان را حکایت می کند.
حمله ای که به دستور حاج قاسم سلیمانی به خط پدافندی عراق صورت گرفت.
این حمله، سقوط یکی از خطوط مقاوم عراق در محدوده فاو، «ام القصر» را به دنبال داشت.

 

گزیده کتاب

خواندن برش هایی از این کتاب می تواند راهنمای مناسبی برای  انتخاب آن باشد.

در دیباچه کتاب حاج قاسم سلام آمده:

این، روایتی است از یک «مرد».
مردی که میان مخالفان و موافقان، میان دوستان و دشمنان، میان زیاده خواهان و بخشندگان،
میان ستمکاران و ستمدیدگان به یک صفحه مشهور است و آن «مرد» است.
از آن جنس مردهایی که اگر سرش برود، قولش نمی رود و تا پای جان سرِ وعده هایش می ماند.

مرد قصه من ، عمری برایایجاد توازن و تعادل در جهان و جان خود جنگیده است.
و حالا هرکس در هرکجای جهان او را از نزدیک می بیند یا از او خبری می شنود،
تنها چیزی که از ذهنش می گذرد،صلح، صلح و تا همیشه صلح است…

سردار سلیمانی در جنگ

او زبانی دارد به نام «زبان عمل».
عملی که برای آدمها اولین نیاز حیات اجتماعی را به ارمغان می آور
و آن «احساس امنیت» خالص است؛
احساس امنیتی که سند ایجاد آن به نام خود او خورده است و حالا تمام مردان خاورمیانه،
مشغول زندگی آرام در حریم امنیتی که او ایجاد کرده است هستند
و تمام دنیای مدرن به رفتار او به دیده احترام و تحسین می نگرند…

عکس های دفاع مقدس

 

جنگ پدیده خوبی نیست،
اما گاهی اوقات در دل پر مشقت خود، فهم ناب و خارق العاده ای را در اختیار تو قرار می دهد،
که نمی توانی از زیر تایید خوبی آن شانه خالی کنی.
و اصلا نمی توانی به اسم جنگ و مرگ آن را نادیده بگیری و آن فهم ناب چیزی نیست جز یکدلی…

من با آن مرد، با آن مرد جوان در چنین فضایی آشنا شدم.
او فرمانده بود، ولی هیچ گاه نشنیدم که بچه های لشکر او را با این عنوان صدا کنند.
بچه های لشکر او را «حاجی» صدا می زدند.
در جنگ لقب «حاجی» تعریف دیگری داشت.
بچه های جبهه به فرمانده هان شان حاجی می گفتند؛
اما خیلی از حاجی های جنگ به مکه نرفته بودند…

حاجی های جنگ طور دیگری بودند.
آنها لباس رنگارنگ دوستی دنیا را از تن کنده و همگی لباسی به رنگ خاک به تن کرده بودند
و به جای خانه خدا با جان خود به زیارت خودِ خدا شتافته بودند…
مرد قصه من هم از جنس همین حاجی های مکه نرفته بود.

بچه های لشکر او را حاجی صدا می زدند؛ اما نه حاجی خالی،
بلکه آن قدر محبت و صمیمیت در دهان بچه های لشکر همراه واژه حاجی بود،
که اگر حجم متراکم این محبت در فضای جنگ ایران و عراق پراکنده می شد،
بعید نبود که به عراقی ها هم سرایت کند و آن ها به خود بیایند و دست از جنگ بردارند.

در پایانِ دیباچه کتاب سلام حاج قاسم آمده:
«من حمیدرضا فراهانی، مرد، دوست، برادر،
حاجی و فرمانده خود را روی پل های متحرک خیبری در آب های هورالعظیم در جوار منطقه الصخره عراق پیدا کردم.
آن روز وقتی من با او آشنا شدم یک راوی جوان ۲۶ ساله بودم»

در ادامه بخشی از کتاب حاج قاسم سلام را بخوانید؛
آن جایی از قصه که اولین برخورد راوی داستان با حاج قاسم شکل می گیرد:

«در روز های اول ورود به جبهه،دشمن را قادر به انجام هر کاری میدانستم،
اما در اولین حمله ای که انجام دادیم،
موفق شدیم نیرو های دشمن را از کنار جاده سوسنگرد تا حمیدیه به عقب برانیم و تلفاتی نیز بر آن ها وارد کنیم.
که این امر باعث شد تصور غلطی که از دشمن در ذهن داشتم از بین برود…
از من درباره خودم سؤال کرد.
گفتم: رزمنده بودم و عملیات‌دیده‌ام، مربی تاکتیک هم هستم و حالا راوی شده‌ام.»

گل از گل اش شکفت؛
بعد‌ها علت این شوقش را فهمیدم. برداشتی ناقص از راویان در چشم فرماندهان و بچه‌های عملیاتی وجود داشت،
آن‌ها راویان را پاسدار‌های قلم به‌دستی می‌دانستند که تخصص‌شان تنها خواندن و نوشتن است؛
آدم‌هایی که زیاد هم اهل جنگ نیستند،
اما بیشتر بچه‌های راوی از یگان‌های رزمی آمده و قلم به دست گرفته بودند.
حاج‌قاسم آن روز با شوقی که در رفتارش محسوس بود به من فهماند که از «راوی رزمنده» خوشش می‌آید.

غواص های دفاع مقدس

« بچه های غواص با چشم‌های نمناک به حاج قاسم نگاه می‌کردند.
این حالت، نمایشی بود از دل‌شکستگی غواص‌ها.چند روز منتهی به عملیات، موقع نماز همه چشم‌هایشان خیس بود
و گردن‌هایشان به نشانۀ تواضع در مقابل محبوب کج.صحبت‌های حاج قاسم به نقطۀ انتهایی رسید،
او به امواج خروشان اروند که چند متر آن طرف‌تر پر شدت و سهمگین در جریان بود،
اشاره کرد و با بغض گفت:

« این آب را می‌بینید، این آب مهریه فاطمه زهراست.
خدا رو به حق مهریه حضرت زهرا قسم بدید که امشب از این آب بگذرید و دل امام رو شاد کنید.»
بغض ها ترکید و گردان ۴۱۰ غواص در میان بلور اشک‌ها غرق شد.»

 

درباره عملیات والفجر ۸ بیشتر بدانید

جریان اصلی کتاب حاج قاسم سلام در کشاکش عملیات والفجر ۸ می گذرد.
عملیات والفجر ۸ طولانی ترین عملیات در طی هشت سال دفاع مقدس است.
هدف اصلی طراحان این عملیات، قطع ارتباط رژیم بعث با خلیج فارس بود.
این عملیات با رمز یافاطمه الزهرا (س) در ساعت ۱۰ و ۲۲ دقیقه صبح روز یک شنبه ۲۰ بهمن ۶۴ شروع شد.
آغازگر عملیات والفجر ۸ رزمندگان غواص بودند که دلیرانه به دل امواج خروشان اروند زدند.

عملیات والفجر 8

اروند رود به رودخانه وحشی معروف است و عبور از رودخانه همواره از موانع ارتش های جهان در دانش نظامی است
اما اروند هم در برابر غواصان ایرانی کم آورد.
با عبور غواص ها نیروهای زمینی، خط مقدم بعثی ها را شکستند.

مشخصات کتاب

نام کتاب: حاج قاسم سلام ؛ به روایت حمیدرضا فراهانی عملیات والفجر ۸

نویسنده: مجید سانکهن

ناشر: روایت فتح

تعداد صفحه: ۲۷۲

چاپ: ۱۳۹۸

درباره نویسنده

مجید سانکهن نویسنده، روزنامه نگار و فعال حوزه رسانه است.

در دنیای کتاب و کتابخوانی، موضوعات زیر برایش مهم است:

  • نویسندگان علاوه بر ذوق، علاقه و پتانسیل به گزینه‌های مهم‌تری همچون تجربه و مسلط بودن به ابزار و تکنیک‌های نویسندگی نیازمند هستند.
  • مطالعه و تجربه را دو عنصر مهم تشکیل دهنده یک نویسنده خوب
  • باید به دنبال تربیت افراد توانمند باشیم
  • پایین بودن سرانه مطالعه در زمان قرنطینه و شیوع بیماری کرونا نشان می‌دهد که مشکلات حوزه فرهنگی ریشه در عوامل گوناگون دارد.
  • برخی از بخش‌های فرهنگی تلاش فراوانی برای افزایش سرانه مطالعه انجام دادند که از جمله آن‌ها می‌توان به رویکرد مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس اشاره کرد که فایل‌های خود را به صورت رایگان در اختیار مخاطبان قرار داد، فایل‌هایی که تا پیش از این دسترسی به آن‌ها نیازمند نامه نگاری‌ها و زمان بسیار بود.
  • فضای مجازی به عنوان مولفه‌ای جدید و تا حدودی تاثیرگذار توانسته تسهیلگر ارتباط بین ناشر و مخاطب باشد، با این حال این سیستم جوان نیازمند زمان بیشتری برای همه گیر شدن است.

 

برچسب ها  : 

کلیه حقوق مادی و معنوی برای مجله فرهنگی وبلایت محفوظ است . 1394