چند نفر از ما میدانند پشت جنگلهای انبوه هیرکانی، دریای نیلگون مازندران و کوههای سر به فلک کشیده البرز، چه داستانی از قدرت، استقلال، باور و ایستادگی پنهان شده است؟
مازندران را بیشتر با طبیعتش میشناسیم؛ با جادههای پیچدرپیچ جنگلی، شالیزارهای سبز، صدای للهوا و روستاهایی که هنوز عطر زندگی گذشته را در خود دارند. اما این سرزمین، نه یک قاب تماشایی از طبیعت ایران، که روزگاری صحنه یکی از مهمترین تحولات سیاسی و مذهبی تاریخ ایران بوده؛ جایی که مردمانی از طبرستان تصمیم گرفتند سرنوشت خود را به دست بگیرند و در برابر قدرتی بزرگ قد علم کنند.
ماجرا به بیش از هزار و صد سال پیش بازمیگردد؛ به روزگاری که هنوز نام مازندران به شکل امروزی رواج نداشت و این سرزمین را طبرستان مینامیدند. اما چه اتفاقی افتاد که مردمی در شمال ایران، در برابر حکومتهای قدرتمند آن روزگار ایستادند؟ چه کسی توانست اعتماد آنها را جلب کند؟ و چرا نام حسن بن زید علوی با تاریخ مازندران گره خورده است؟
قصه روز مازندران از همینجا آغاز میشود؛ از روزی که تاریخ این سرزمین مسیر تازهای پیدا کرد.
روز مازندران چرا ۱۴ آبان است؟
برای پیدا کردن ریشه این مناسبت باید به قرن سوم هجری سفر کنیم؛ زمانی که بخشهایی از طبرستان زیر نفوذ حکومت طاهریان قرار داشت و نارضایتی از حاکمان محلی، زمینه یک تحول بزرگ را فراهم کرده بود.

این اتفاق برای نخستین بار، طبرستان را به مرکز حکومتی تبدیل کرد، حکومتی که مشروعیت خود را بر پایه اندیشه زیدی تعریف میکرد و در برابر اقتدار خلافت عباسی و حکومتهای وابسته به آن قرار می گرفت. بر اساس روایت تاریخی مورد استناد برگزارکنندگان این مناسبت، بیعت مردم طبرستان با حسن بن زید در سال ۲۵۰ هجری قمری، مبنای انتخاب ۱۴ آبان بهعنوان روز مازندران قرار گرفته است. روزی که مردم این سرزمین در یکی از مهمترین تحولات سیاسی و مذهبی شمال ایران نقشآفرینی کردند.
اما برای فهم اهمیت این روز باید پرسید: اصلاً چه اتفاقی افتاده بود که مردم طبرستان حاضر شدند برای تغییر حاکمیت، وارد یک قیام پرهزینه شوند؟
طبرستان؛ سرزمینی که تسخیر آن آسان نبود
در میانه قرن سوم هجری، طبرستان یکی از مناطق مهم شمال ایران بود. سرزمینی میان دریای مازندران و رشتهکوه البرز که طبیعت متفاوتش، زندگی و سیاست را در آن شکل دیگری میداد.
اینجا نه دشتهای هموار خراسان را داشت و نه راههای سادهای که سپاههای بزرگ بتوانند بهآسانی از آن عبور کنند.
کوهستانهای بلند، جنگلهای انبوه، درههای عمیق و مسیرهای دشوار، کنترل کامل منطقه را برای حکومتهای مرکزی سخت میکرد. در کنار آن، دیلمستان نیز قرار داشت؛ منطقهای کوهستانی که گروههایی از مردم آن به حفظ استقلال محلی خود اهمیت زیادی میدادند.
شهرهایی مانند آمل، ساری، رویان، کلار و چالوس نیز در شبکه اقتصادی و سیاسی منطقه نقش داشتند.موقعیت خاص جغرافیایی طبرستان در کنار جامعهای متشکل از کشاورزان، دامداران، بازرگانان، پیشهوران، مالکان زمین و خاندانهای محلی که در این سرزمین زندگی میکردند، همه چیز را برای متمایز کردن فراهم می کرد.
زمین، آب، جنگل و محصولات کشاورزی منابع اصلی زندگی مردم بودند و هرگونه تغییر در نظام مالکیت یا دریافت مالیات میتوانست مستقیماً بر زندگی آنها اثر بگذارد. همین مسئله، بهتدریج طبرستان را به یکی از کانونهای نارضایتی از حکومت طاهریان تبدیل کرد.

مردم طبرستان چرا علیه طاهریان قیام کردند؟
شاید تصور کنیم قیام حسن بن زید فقط یک حرکت مذهبی بود؛ اما ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست.
برای فهم چرایی این قیام باید به زندگی روزمره مردم آن دوران نگاه کنیم.
در آن زمان، حکومت طاهریان از طریق حاکمان و مأموران محلی بر بخشهایی از طبرستان نظارت داشت. مالیات زمینهای کشاورزی، معروف به خراج، یکی از منابع اصلی درآمد حکومت بود. اما مشکل فقط اصل مالیات نبود؛ شیوه دریافت آن نیز اهمیت داشت.
گزارشهای تاریخی از فشارهای مالیاتی، رفتارهای خودسرانه برخی مأموران و اختلاف بر سر مالکیت زمینها حکایت دارند. برای مثال، در برخی مناطق از دریافت مکرر خراج و فشار بر کشاورزان یاد شده است. حتی در گزارشهایی که در پژوهشهای تاریخی بررسی شدهاند، از تبدیل زمینهای مورد استفاده عمومی به املاک اختصاصی صاحبان قدرت سخن به میان آمده است.
مسئله فقط پول نبود. وقتی مأمور حکومتی میتوانست بدون پاسخگویی بر زندگی مردم اثر بگذارد، وقتی زمینهای مورد استفاده مشترک از دسترس مردم خارج میشد و وقتی اعتراض به رفتار حاکمان راه به جایی نمیبرد، نارضایتی از یک مشکل اقتصادی فراتر میرفت. البته نباید تصور کرد تمام مردم طبرستان فقیر بودند یا همه حاکمان طاهری رفتار یکسانی داشتند. جامعه آن روزگار متنوع بود و خاندانهای محلی و گروههای اقتصادی قدرتمندی نیز در آن زندگی میکردند.
اما مجموعهای از فشارهای اقتصادی، اختلافات سیاسی و رفتارهای برخی حاکمان محلی، زمینه شکلگیری جنبشی را فراهم کرد که در سال ۲۵۰ هجری قمری به نقطه عطف خود رسید. گاهی یک قیام از میدان جنگ آغاز نمیشود؛ از جایی شروع میشود که مردم دیگر نمیخواهند سرنوشتشان را دیگران تعیین کنند.
حسن بن زید علوی چه کسی بود؟
حالا به قهرمان اصلی این روایت میرسیم. حسن بن زید علوی، از نسل امام حسن مجتبی (ع)، یکی از شخصیتهای مهم تاریخ سیاسی و مذهبی ایران در قرن سوم هجری بود.
او به دلیل انتساب به خاندان علوی، از اعتبار مذهبی ویژهای در میان گروههایی از مردم برخوردار بود و بعدها با لقب «داعی کبیر» شناخته شد.

حسن بن زید پیش از ورود به طبرستان در شهر ری زندگی میکرد و فرمانروای شناختهشده این منطقه نبود.
پس این پرسش پیش میآید: مردی که در طبرستان زندگی نمیکرد، چگونه به انتخاب مردم این سرزمین برای رهبری یک جنبش سیاسی تبدیل شد؟
پاسخ را باید در اتفاقاتی جستوجو کرد که سالها پیش از ورود او شکل گرفته بود.

اما چرا حسن بن زید انتخاب شد؟
چند عامل در این انتخاب مؤثر بود:
یکم: اعتبار نسبی و مذهبی؛ حسن بن زید از نسل حسن بن علی (ع) بود و انتساب او به خاندان پیامبر برای مردم منطقه اهمیت داشت. در آن دوره، علویان بهواسطه شهرت به دینداری و مخالفت با حکومتهای عباسی، از اعتبار اجتماعی برخوردار بودند.
دوم: برخورداری از صلاحیت رهبری و نظامی؛ نکته بسیار مهم در گزارش طبری این است که محمد بن ابراهیم، حسن بن زید را برای دعوت مردم مناسبتر دانست. بنابراین انتخاب حسن صرفاً به دلیل نسب او نبود؛ توانایی رهبری و اداره قیام نیز اهمیت داشت.
سوم: نیاز به وحدت نیروهای محلی؛ سران دیلمی و خاندانهای بانفوذ منطقه برای مقابله با حکومت طاهریان به یک رهبر مشترک نیاز داشتند. حسن بن زید میتوانست شخصیت محوری این ائتلاف باشد. و پژوهش جدید محمد صاغه در سال ۲۰۲۴ نیز این موضوع را تأیید میکند و نقش خاندانهای محلی و اتحاد سیاسی آنان با علویان را برجسته میسازد.
چگونه نخستین حکومت علوی طبرستان شکل گرفت؟
سال ۲۵۰ هجری قمری بود. حسن بن زید پس از پذیرش دعوت بزرگان محلی، راهی طبرستان شد. گروههایی از مردم دیلم، کلار، چالوس و رویان از او حمایت کردند و زمینه بیعت با وی فراهم شد. بر اساس روایت تاریخ طبرستان ابن اسفندیار، بیعت اولیه با حسن بن زید در کلار و در روز ۲۵ رمضان سال ۲۵۰ هجری قمری انجام گرفت. پس از آن، حرکت گسترش پیدا کرد و گروههای بیشتری به او پیوستند.
حسن بن زید با حمایت نیروهای محلی توانست در برابر کارگزاران حکومت طاهری قرار بگیرد و بخشهای مهمی از طبرستان را تحت کنترل خود درآورد. او لقب «الداعی الی الحق» را برگزید؛ لقبی که بعدها با نام داعی کبیر شناخته شد.
به این ترتیب، حکومت علویان طبرستان شکل گرفت.حکومتی که در تاریخ سیاسی شمال ایران اهمیت ویژهای پیدا کرد و به یکی از مراکز مهم گسترش تشیع زیدی تبدیل شد.اما یک تصمیم دیگر حسن بن زید نیز در سرنوشت تاریخی منطقه اهمیت زیادی داشت؛ انتخاب آمل بهعنوان مرکز حکومت.


طبری و حسن بن زید همعصر بودند؛ هرچند طبری در جوانی آمل را ترک کرد و بخش مهمی از زندگی علمی خود را در سفر و فعالیتهای پژوهشی گذراند.تصور کنید در همان دورهای که یک حکومت علوی در آمل شکل میگرفت، یکی از بزرگترین مورخان جهان اسلام نیز از همین شهر برخاسته بود. طبرستان آن روزگار سرزمین جنگ و رقابت قدرتها؛ سرزمین تاریخسازان و اندیشهورزان نیز بود.
حکومت حسن بن زید چگونه در برابر دشمنان دوام آورد؟
شاید فکر کنیم پس از تشکیل حکومت علویان، همهچیز بهآسانی پیش رفت؛ اما تاریخ چنین چیزی نمیگوید.
حکومت تازهتأسیس حسن بن زید از همان ابتدا با مخالفان و رقبای قدرتمندی روبهرو بود.
طاهریان برای بازپسگیری منطقه تلاش میکردند. نیروهای خلافت عباسی نیز استقلال سیاسی یک حکومت علوی را بهآسانی نمیپذیرفتند.
در کنار اینها، اختلافات داخلی و رقابت خاندانهای محلی نیز گاهی شرایط را دشوار میکرد. حسن بن زید در دوره حکومت خود بارها ناچار به عقبنشینی شد و در برخی مقاطع به مناطق کوهستانی دیلم پناه برد.
اما این عقبنشینیها به معنای پایان حکومتش نبود. او توانست با اتکا به حمایت نیروهای محلی، دوباره قدرت خود را بازیابد. یکی از مهمترین اتفاقات این دوره، لشکرکشی یعقوب لیث صفاری به طبرستان بود.
یعقوب لیث صفاری چرا به طبرستان لشکر کشید؟
نام یعقوب لیث صفاری را احتمالاً بیشتر در ارتباط با تاریخ سیستان و شکلگیری قدرت صفاریان شنیدهایم. او که در روایت مشهور تاریخی از پیشه صفاری و مسگری به فعالیت نظامی و سیاسی رسیده بود، توانست بهتدریج قدرت بزرگی در شرق ایران ایجاد کند.یعقوب در سال ۲۵۹ هجری قمری نیشابور را تصرف کرد و به حکومت طاهریان پایان داد. اما یک سال بعد، طبرستان نیز در مسیر گسترش قدرت او قرار گرفت.
ماجرا از پناه دادن حسن بن زید به شخصی به نام عبدالله سجزی آغاز شد؛ فردی که پس از اختلاف با یعقوب به طبرستان گریخته بود. یعقوب از حسن بن زید خواست او را تحویل دهد، اما حسن این درخواست را نپذیرفت. و همین اختلاف بهانهای برای لشکرکشی شد. نیروهای یعقوب به طبرستان حمله کردند و در نبردی در نزدیکی ساری، بر سپاه حسن بن زید غلبه یافتند.

حسن ناچار شد به مناطق کوهستانی دیلم عقبنشینی کند. یعقوب وارد ساری و آمل شد و در گزارش طبری از دریافت مالیات یک سال منطقه پس از ورود او به آمل سخن گفته شده است. اما داستان به همینجا ختم نشد. یعقوب برای تعقیب حسن بن زید به سمت مناطق کوهستانی حرکت کرد. بارندگیهای شدید و شرایط دشوار جغرافیایی، پیشروی سپاه او را با مشکل روبهرو کرد.در نهایت، او از ادامه تعقیب دست کشید و از منطقه خارج شد.حسن بن زید نیز با کمک نیروهای دیلمی توانست دوباره قدرت خود را به دست آورد.
اینجا یک نکته تاریخی جالب وجود دارد: همان کوهستانهایی که زندگی را برای مردم طبرستان دشوار میکردند، بارها به پناهگاه نیروهای محلی در برابر سپاههای بزرگ تبدیل شدند. در طبرستان، طبیعت در پسزمینه تاریخ، خودش هم یکی از بازیگران اصلی میدان سیاست بود.


به این ترتیب، طبرستان در میان رقابت سه جریان سیاسی قرار گرفته بود:
- خلافت عباسی به رهبری معتمد، که به دنبال حفظ اقتدار خود بود.
- صفاریان به رهبری یعقوب لیث، که در پی گسترش قدرت سیاسی و نظامی خود بودند.
- علویان طبرستان به رهبری حسن بن زید، که با تکیه بر نیروهای محلی حکومت مستقلی تشکیل داده بودند.
این رقابتها نشان میدهد که طبرستان در قرن سوم هجری منطقهای حاشیهای و دورافتاده نبود؛ بلکه در معادلات سیاسی ایران و جهان اسلام نقش داشت.
آیا زندگی مردم پس از روی کار آمدن حسن بن زید بهتر شد؟
این سؤال مهمی است که اگر بخواهیم تاریخ را منصفانه روایت کنیم، نباید از آن عبور کنیم. مردم طبرستان پیش از قیام، از فشارهای مالیاتی و رفتار برخی حاکمان محلی ناراضی بودند. طبیعی است که با روی کار آمدن حکومت جدید، انتظار تغییر در شرایط اقتصادی و اجتماعی داشته باشند.

حکومت حسن بن زید در برخی زمینهها به تثبیت نظم سیاسی و تقویت جایگاه نیروهای محلی کمک کرد.همچنین در پژوهشهای تاریخی به توجه او به منافع عمومی، امنیت و کارآمدی حکومتی اشاره شده است.
اما آیا میتوان گفت او تمام مشکلات اقتصادی مردم را حل کرد؟
نه. مدارک تاریخی کافی در دست نیست که بتوانیم با اطمینان بگوییم حسن بن زید نظام مالیاتی را بهطور گسترده اصلاح کرد، میزان خراج را به شکل مشخص کاهش داد یا تمام زمینهای مورد اختلاف را به مردم بازگرداند. بنابراین، بهتر است اهمیت حکومت او را بیش از هر چیز در تغییر ساختار قدرت و شکلگیری یک حکومت منطقهای مستقل جستوجو کنیم. این همان دستاوردی است که اثر آن از دوران زندگی حسن بن زید فراتر رفت.
میراث حسن بن زید برای تاریخ مازندران چه بود؟
حسن بن زید در سال ۲۷۰ هجری قمری درگذشت و برادرش محمد بن زید جانشین او شد.حکومت علویان پس از مرگ بنیانگذارش نیز ادامه یافت و در سال ۲۸۷ هجری قمری، با شکست محمد بن زید از سامانیان، نخستین دوره آن به پایان رسید.
اما پایان یک حکومت، همیشه به معنای پایان اثر تاریخی آن نیست. حکومت علویان در گسترش تشیع زیدی در طبرستان، دیلم و گیلان نقش مهمی داشت و شمال ایران را به یکی از مراکز مهم تحولات مذهبی جهان اسلام تبدیل کرد. از سوی دیگر، این حکومت نشان داد که نیروهای محلی میتوانند در شرایط مناسب، ساختار سیاسی مستقلی ایجاد کنند و در برابر قدرتهای بزرگ منطقهای نقشآفرین باشند.
به همین دلیل است که نام حسن بن زید در تاریخ مازندران فقط نام یک فرمانروا نیست؛ نام شخصیتی است که با یکی از مهمترین فصلهای شکلگیری هویت سیاسی و مذهبی طبرستان پیوند خورده است.
۱۴ آبان؛ مازندران را فقط با جنگل و دریا نشناسیم!
حالا دوباره به همان پرسش نخست برگردیم. چند نفر از ما میدانیم پشت طبیعت زیبای مازندران چه تاریخ پرماجرایی پنهان شده است؟ وقتی از مازندران حرف میزنیم، معمولاً تصویر جنگلهای هیرکانی، ساحل مازندران، شالیزارها و خانههای روستایی در ذهنمان شکل میگیرد.اما این سرزمین تاریخی فراتر از طبیعتش دارد.
آمل روزگاری مرکز یکی از حکومتهای مهم منطقه بود. بزرگان محلی برای تغییر سرنوشت سیاسی سرزمین خود تصمیم گرفتند و اندیشههای مذهبی و اجتماعی در کنار رقابتهای سیاسی، مسیر تاریخ شمال ایران را تغییر دادند.
از حسن بن زید تا محمد بن زید، از طبرستان تا دیلم، از آمل تا ساری؛ هر نام و هر شهر، بخشی از داستانی بزرگتر را روایت میکند.
۱۴ آبان فرصتی است برای یادآوری همین داستان؛ برای اینکه بدانیم هویت یک سرزمین فقط در کوهها و جنگلها و جادههایش خلاصه نمیشود.هویت در حافظه مردمانش زندگی میکند؛ در زبان، موسیقی، آیینها، باورها و خاطرههایی که از نسلی به نسل دیگر میرسند. شاید روز مازندران بیش از آنکه روز یادآوری یک واقعه تاریخی باشد، فرصتی برای دوباره شناختن خودمان است.
مازندران را نمیتوان فقط دید؛ باید تاریخش را خواند، قصههایش را شناخت و ریشههایش را به یاد آورد که چطور از دیروز تا به امروز با روایت ایستادگی مردمانش در تاریخ ایران حضور داشته و دارد.
منابع
– دانشنامه ایرانیکا، مدخل علویان طبرستان، دیلمان و گیلان، نویسنده: ویلفرد مادلونگ (Wilferd Madelung)
– طبری، تاریخ الرسل و الملوک، حوادث سال ۲۵۰ هجری قمری، ج ۹، گزارش قیام حسن بن زید. متن ترجمه انگلیسی، صفحات ۲۳ تا ۲۵
– ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، بخش آغاز دعوت حسن بن زید.
– Madelung, Wilferd. "ʿAlids of Ṭabaristān, Daylamān and Gīlān." Encyclopaedia Iranica, Vol. I, Fasc. ۸, pp. ۸۸۱–۸۸۶. متن مقاله .
– Sagha, Mohammad. "Rebels on the Caspian Coast and the ʿAlid Armies." Journal of Digital Islamicate Research, 2 (2024), pp. 30–62.







