هشت آذری‌ها و آن مربی برزیلی، والدیر ویرا

والدیر ویرا چگونه ایران را به جام جهانی ۱۹۹۸ رساند و چرا از تیم ملی جدا شد؟ روایت فکس با «بنام خدا»، حماسه ملبورن و شکست ایران مقابل عمان در بازی‌های آسیایی.

چند سال پیش از این، تو برنامه ای که از شبکه دو پخش می شد و در مورد حماسه ۸ آذر ملبورن استرالیا بود، والدیر ویرا سرمربی تیم ملی در اون بازی و محمد خاکپور مدافع تیم، مهمون برنامه بودن…🥳

ویرا اون سال بعد از باخت تیم ملی به قطر و عدم صعود مستقیم مون به جام جهانی، جانشین محمد مایلی کهن شده بود؛ ریاست فدارسیون هم کسی نبود جز مردی که معروف بود به سلطان لابی ها! "داریوش مصطفوی"
اون زمان نهایت شناختی که ما از ویرا داشتیم این بود که برزیلیه!
بعد از صعود تیم به جام جهانی، طی یک تراکنش سیاسی، ریاست فدراسیون برکنار و صفایی فراهانی جایگزین او شد.
قرارداد ویرا هم بعد از این تغییرات فسخ شد!
ویرا میگفت: قرارداد شفافیت مالی نداشت و فراهانی دبه کرده بود!
او هم مجبور شد با دلخوری فراوان، ایران رو ترک کنه!😡

اما یکم باید برگردیم به عقب تر؛
وقتی که ویرا در کشور کاستاریکا، مشغول مربیگری بوده و در سال ۱۹۹۷ توسط یه ایرانی شاغل در فدراسیون کانادا، پیشنهاد مربیگری تیم ملی ایران بهش میرسه.
ویرا میگفت: ابتدای کار قبول نمی کردم، تا اینکه از فدراسیون ایران برام یه فکس اومد…
من اصلا اون فکس رو نخوندم،
جز دو کلمه عجیب اولش!
و اون دو کلمه این بوده: "بنام خدا"
ویرا میگفت: من از ایران فقط آقای خمینی رو میشناختم و اونجا با خودم گفتم آدم هایی که قبل هر کاری اول خدا رو یاد میکنن، یقینا آدم های درست و نایابی هستن!😞

ماجرای ورود والدیر ویرا به فوتبال ایران

اما جالبه بدونید که اصلا قرار نبود ویرا سرمربی تیم بزرگسالان ایران بشه!
اون سال، ویرا رو از کاستاریکا آورده بودن ایران تا هدایت تیم امید رو به عهده بگیره و برای المپیک سیدنی آماده‌شون کنه.
ولی بعد از اون باخت تلخ ۲ بر صفر به قطر و برکناری مایلی‌کهن، اوضاع عوض شد و ویرا رو به‌عنوان سرمربی موقت تیم بزرگسالان انتخاب کردن؛ اونم درست وسط بحرانی که همه از تیم ملی قطع امید کرده بودن! 😶

ویرا تو اولین بازی، مقابل ژاپن شکست خورد؛ ولی ماجرا هنوز تموم نشده بود. ایران باید توی دو بازی رفت‌وبرگشت به مصاف استرالیا می‌رفت و بقیه‌ش رو که دیگه همه می‌دونیم… معجزه ملبورن و صعود تاریخی به جام جهانی! 🥳

اما درست وقتی که همه انتظار داشتن قرارداد این مربی برزیلی تمدید بشه و پاداش صعودش رو بگیره، ورق برگشت! اختلافات مدیریتی بالا گرفت، داریوش مصطفوی از ریاست فدراسیون کنار رفت و محسن صفایی فراهانی جاش رو گرفت. چند هفته بعد هم تومیسلاو ایویچ کروات به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد؛ در حالی که ویرا مدعی بود هنوز تکلیف قراردادش روشن نشده و حقش رو نادیده گرفتن!

خلاصه مردی که توی یکی از سخت‌ترین روزهای فوتبال ایران، تیم رو به جام جهانی رسونده بود، خیلی زود از ایران رفت؛ بدون اینکه فرصت نشستن روی نیمکت تیم ملی توی جام جهانی فرانسه رو پیدا کنه! 😔

و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشه؛ اینکه ما ویرا رو با خاطره شیرین صعود به جام جهانی می‌شناسیم، اما خودش حتی فرصت پیدا نکرد حاصل اون صعود تاریخی رو در فرانسه تجربه کنه.

ولی انگار قصه ویرا با فوتبال ایران هنوز تموم نشده بود! 😏

تقابل دوباره ویرا با ایران؛ این بار روی نیمکت عمان

حدود یک سال بعد، توی بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک، دوباره پای ایران به داستان ویرا باز شد؛ این بار اما اون نه روی نیمکت ایران، که سرمربی تیم ملی عمان بود! اون طرف زمین هم مرحوم منصور پورحیدری روی نیمکت تیم ملی ایران نشسته بود؛ تیمی پر از ستاره‌هایی مثل علی دایی، کریم باقری، مهدی مهدوی‌کیا و ستاره نوظهوری به نام علی کریمی اون هم در پست دفاع چپ. وقتی که بازیکنان اون پست مصدوم بودن و به اجبار کریمی به تیم دعوت شد و اتفاقا در فینال گل هم زد!

وقتی ایران و عمان با هم هم‌گروه شدن شاید کمتر کسی انتظارش رو داشت ایران بازنده اون بازی باشه؛ عمان با نتیجه ۴ بر ۲ ایران رو شکست داد! 😳
تصور کنید؛ مربی‌ای که چند ماه قبل، ایران رو به جام جهانی رسونده بود و بعد با دلخوری از کشور رفته بود، حالا با تیمی دیگه مقابل همون ایران قرار گرفته بود و برنده از زمین بیرون می‌اومد!
یه جور بازگشت به قصه‌ای که پایانش برای خودش چندان خوشایند نبود. البته اینکه واقعاً این برد رو انتقام می‌دونست یا نه، معلوم نیست!

قهرمانی ایران در بانکوک و پایان قصه ویرا

اما قصه یه پایان جالب داشت؛ ایران با وجود این شکست، در ادامه مسابقات به مسیرش ادامه داد، از سد ازبکستان و چین گذشت و در فینال هم با نتیجه ۲ بر صفر کویت رو شکست داد تا قهرمان بازی‌های آسیایی بشه. 🏆

و این‌طوری شد که ویرا، بعد از اون جدایی پرحاشیه، یک بار دیگه روبه‌روی ایران قرار گرفت؛ این بار در قامت رقیب، با یه برد ۴ گله که احتمالاً برای خیلی از فوتبال‌دوست‌های ایرانی، یادآور روزهای تلخ جدایی مردی بود که خاطره شیرین ملبورن رو برامون ساخت.