چرا ۷ آبان روز انار نامگذاری شد؟
روز انار، ۷ آبان، در جلسه ۸۹۱ شورای عالی انقلاب فرهنگی، مورخ ۱۴ آذر ۱۴۰۲، به پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی تصویب شد. مصوبه در ۱۰ دی ۱۴۰۲ با نامه شماره ۱۴۰۲/۲۰۰۶۷/دش ابلاغ شد و در ضمیمه تقویم رسمی قرار گرفت. این تصمیم بخشی از مجموعهای از مناسبتهای مرتبط با محصولات کشاورزی، از جمله روز زعفران، خرما، زیتون، عسل و گندم و نان بود. در گزارشهای مربوط به ابلاغ مصوبه، احیای فرهنگ روستا و تقویت نشاط اجتماعی از اهداف کلی ثبت روزهای محصولات کشاورزی عنوان شده است.

انار؛ میوهای با پیشینه دیرینه در ایران
انار از میوههایی است که کشت و مصرف آن در بخشهایی از ایران سابقهای طولانی دارد. سازگاری برخی ارقام آن با اقلیمهای خشک و نیمهخشک، امکان پرورش این درخت را در مناطق مختلف کشور فراهم کرده است. باغهای انار در طول زمان علاوه بر تأمین خوراک، در معیشت خانوارهای روستایی و شکلگیری اقتصاد محلی نقش داشتهاند. قدمت دقیق کشت انار در هر منطقه باید بر اساس شواهد باستانشناختی، متون تاریخی و مطالعات گیاهشناسی بررسی شود؛ انار از این نظر نمونهای از پیوند طبیعت، دانش کشاورزی و زندگی اجتماعی است.
انار در اوستا: نامی باستانی و تفسیری محل بحث
در پژوهشهای ایرانشناسی، واژه اوستایی haδanaēpata– با انار پیوند داده شده است؛ اما این شناسایی و بهویژه ریشهشناسی واژه، کاملاً بیاختلاف نیست. شونسوکه اوکونیشی در مقاله «Av. haδanaepata-» در نشریه Bulletin of the Society for Near Eastern Studies in Japan، جلد ۱۸، شماره ۱، سال ۱۹۷۵، صفحات ۱۷ تا ۲۶، این واژه را انار میداند و کاربرد آیینی آن را بررسی میکند. در مقابل، دانشنامه ایرانیکا در مدخل «Haoma I. Botany» بر اختلاف نظر درباره معنای واژه تأکید دارد.
نکته مهم آن است که انار در سنت زرتشتی با آیینهای دینی پیوند دارد، اما نباید هر تفسیر امروزی را معنای قطعی متن اوستایی دانست.
انار و آیین زرتشتی؛ از شاخه گیاه تا کاربرد آیینی
در آیین زرتشتیِ شناختهشده، شاخه انار در برخی مراسم دینی به کار میرود. مدخل «Haoma I. Botany» در دانشنامه ایرانیکا این کاربرد را مطرح میکند و احتمال میدهد شاخه انارِ مورد استفاده در آیین امروز، جایگزین گیاهی باشد که در متون کهن با نام haδānaēpātā– آمده است. در متون پهلوی واژه انار چند بار به کار رفته، اما در متنهای اوستایی خود واژه «انار» دیده نمیشود؛ واژهای که در سنت پارسیان با انار شناسایی شده، «هذانئپاتا» است. در این باره اختلاف علمی وجود دارد: برخی پژوهشگران گیاه اصلی را انار میدانند و برخی دیگر، از جمله دیوید فلاتری و مارتین شوارتز، احتمال گیاهانی مانند اسپند را مطرح کردهاند. بنابراین، پیوند انار با آیین زرتشتی واقعی و مستند است.
انار؛ نماد برکت و باروری در آیین ازدواج
انار در دین مزدیسنا از درختان مینوی و از عناصر مقدس و خجسته بهشمار میرود و زردشتیان شاخه و میوۀ آن را در مناسک و آیینهای دینی خود بهکار میبرند. بَرسَمی که زردشتیان در آیینهای عبادی به دست میگیرند، بنابر متنهای متأخر زردشتی، از ترکههای درختان اناری است که معمـولاً در آتشکـدهها میکـاشتند.
دانههای فراوان انار، سرخی میوه و توانایی درخت برای میوهدهی، زمینه مناسبی برای شکلگیری این معنا فراهم کردهاند. در این رسمها، انار تنها بخشی از پذیرایی عروسی نیست؛ میوهای است که آرزوی تداوم نسل و فراوانی نعمت را بازنمایی میکند.
انار بهسبب فراوانی دانهها، در بخشهایی از خاور نزدیک و مدیترانه با باروری و زایش پیوند داشته است. مقاله کانهوا، لاتزارا و حسینی در Plants، سال ۲۰۲۳، یادآور میشود که انار از هزاره چهارم پیش از میلاد در برخی سنتهای هنری و فرهنگی منطقه بهعنوان نماد باروری شناخته میشد و در باغهای سلطنتی و آیینهای آشوری نیز حضور داشت. این پیشینه منطقهای به فهم نمادپردازی انار در ایران کمک میکند.
انار در دوران هخامنشیان
انار در سپاه خشایارشا؛ گزارشی از هرودوت
هرودوت در تواریخ، کتاب هفتم، بند ۴۱، هنگام توصیف حرکت سپاه خشایارشا از سارد، از دههزار سرباز پیاده برگزیده سخن میگوید که هزار نفر از آنان سرنیزههایی با انارهای طلایی در انتهای نیزه داشتند و نههزار نفر دیگر با انارهای نقرهای مشخص میشدند. او همچنین مینویسد سربازانی که نیزههایشان را رو به زمین گرفته بودند، انارهای طلایی داشتند. این گزارش نشان میدهد تصویر انار در توصیف یک آرایش نظامی و تشریفاتی هخامنشی حضور داشته است. متن بند ۴۱ در ترجمه انگلیسی آلفرد دنیس گادلی، انتشارات دانشگاه هاروارد، ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۵، قابل بررسی است.

انار در دربار هخامنشی؛ میوهای مایه شگفتی
پلوتارک در کتاب زندگی اردشیر، بند ۱۱، روایتی از اردشیر اول نقل میکند که در آن، مردی ایرانی اناری بسیار بزرگ به شاه هدیه میدهد. اردشیر از دیدن این میوه شگفتزده میشود و میگوید اگر صاحب آن بتواند شهرها را به همان خوبی که انار را پرورش داده آباد کند، شایسته آن است که بر سرزمین بزرگی فرمان براند. این روایت، جدا از جنبه داستانیاش، نشان میدهد که پرورش میوه و مهارت باغبانی میتوانست در تصور نویسندگان باستان از آبادانی و توانایی ایرانیان جایگاهی مهم داشته باشد. وجود نام انار در اسناد اداری تختجمشید نیز شاهد دیگری بر آشنایی هخامنشیان با کشت این درخت میوه است.
یکی از شواهد ارزشمند درباره کشت انار در دوره هخامنشی، لوح اداری موسوم به PFa ۳۳ از بایگانی باروی تختجمشید است. پژوهش مربوط به تاریخ پوشش گیاهی حوضه دریاچه مهارلو در جنوبغرب ایران گزارش میکند که این متن در فهرست نهالهای درختان میوه، نام انار را در کنار گلابی، به، توت، زیتون، خرما و سیب ثبت کرده است. این فهرست به برنامه تهیه و کاشت نهال در باغها یا «پردیس»های شاهنشاهی مربوط میشود. سند PFa ۳۳ از آن جهت اهمیت دارد که انار را در یک فهرست اداری در کنار چند درخت میوه دیگر قرار میدهد. پژوهش «Vegetation history of the Maharlou Lake basin (SW Iran) with special reference to the Achaemenid period» این سند را در کنار دادههای گردهشناسی و شواهد تاریخی درباره کشت درختان میوه بررسی میکند.
از این مجموعه شواهد میتوان دریافت که پرورش درختان میوه در منطقه فارس سابقهای دیرینه داشته و انار در شمار گیاهان مورد توجه بوده است. این نکته از نظر تاریخ محیط زیست و کشاورزی مهم است: انار بخشی از منظره طبیعیِ صرف نبود، بلکه در نظام باغداری و مدیریت منابع گیاهی نیز جای داشت.
آیا انار در نقشبرجستههای هخامنشی دیده میشود؟
مقاله پژوهشی «Plants as Symbols of Power in the Achaemenid Iconography of Ancient Persian Monuments» نوشته جولیا کانهوا، الساندرو لاتزارا و زهره حسینی، در مجله Plants، جلد ۱۲، شماره ۲۳، مقاله ۳۹۹۱، منتشرشده در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۳، نقش گیاهان را در آثار تختجمشید و شوش بررسی میکند. نویسندگان میگویند میوه انار احتمالاً در آرایه چتر شاهی در نقش خشایارشا دیده میشود و دستهگیاه در دست شاه نیز میتواند تصویری ترکیبی و نمادین از شکوفه انار باشد. این تفسیر جالب است، اما شناسایی نقشهای گیاهی در هنر باستان همیشه به مقایسه جزئیات تصویری و شواهد گیاهشناختی وابسته است؛ ارزش مقاله در ارائه تحلیل مستند و تصویری این شناساییهاست.

نقوش گیاهی در هنر ایران؛ انار در کنار سرو و نیلوفر
نقوش گیاهی از عناصر ماندگار هنر ایران بودهاند و در رشتههایی مانند حجاری، کاشیکاری، قالیبافی و ساخت اشیای تزئینی حضور داشتهاند. در حجاریهای تختجمشید، نقشهایی مانند سرو، نخل و نیلوفر دیده میشوند؛ نقوشی که در کنار کارکرد تزئینی، با باورها و معانی فرهنگی دوره خود نیز ارتباط داشتهاند. انار نیز در شمار گیاهانی قرار دارد که در دورههای گوناگون به نقشمایه هنر ایرانی راه یافتهاند. با گذشت زمان، فرمهای گیاهی دگرگون شدهاند و از شکلهای نزدیک به طبیعت به ترکیبهای هندسی و آرایههای تکرارشونده رسیدهاند. به همین دلیل، نقش انار را باید در تاریخ گستردهتر تحول نقوش گیاهی ایران بررسی کرد.
گل اناری؛ نقشمایهای با تاریخ هنری پیچیده
«گل اناری» یکی از نامهای شناختهشده در بررسی نقشمایههای گیاهی هنر ایران است. این نقش را نباید صرفاً تصویری مستقیم از گل یا میوه طبیعی انار دانست؛ فرم آن در جریان تحول هنرهای ایرانی با دیگر آرایههای گیاهی ترکیب شده و در دورههای مختلف تغییر کرده است. بررسی پیشینه این نقش در هنر ایران، بهویژه در فاصله دوران باستان تا عصر سلجوقی، به شناخت بهتر تحول نقشهای گیاهی کمک میکند.
در هنر ایرانی، «گل اناری» یا شاه عباسی نام یک نقش تزیینی است با تاریخی پیچیده!؛ مریم کشمیری در مقاله «بررسی پیشینه نقش گل اناری در هنر ایران از دوران باستان تا عصر سلجوقی»، منتشرشده در پژوهش هنر، شماره ۱۰، پاییز و زمستان ۱۳۹۴، مینویسد که نظریههای پیشین، نقش اناری ــ اسلامی یا شاهعباسی را به نیلوفر باستانی پیوند دادهاند، اما این توضیح بهتنهایی دگرگونی نقش در سدههای نخست اسلامی را روشن نمیکند. تحلیل او بر تفاوت ساختاری نقش نیلوفری و برگ نخلی تأکید دارد و تلفیق نقش نخلی با موتیف انار در دوره ساسانی را در شکلگیری این آرایه مهم میشمارد.
نقش انار یا گل اناری را باید در زمینه گستردهتر آرایههای گیاهی هنر ایران دید. در قالی، پارچه، کاشی و تزیینات معماری، نقشهای گیاهی اغلب طی زمان تغییر میکنند و از یک شکل طبیعی به طرحی هندسی یا تکرارشونده تبدیل میشوند.

انار؛ محصولی ارزشمند در اقتصاد شهرهای تاریخی ایران
اهمیت انار در ایران فقط به مصرف خانوادگی و جایگاه فرهنگی آن محدود نبوده است. در گزارشهای تاریخی، از ارسال انار مناطق مختلف به دربار عباسیان (بعنوان مالیات) یاد شده است؛ از جمله انار املسی ری و محصولاتی که از نواحی قومس و طبرستان به دربار میفرستادند. در دوره قاجار نیز یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی دربار ناصرالدینشاه، درباره نقش تولید و فروش انار در معیشت مردم اردستان نوشته است. این گزارشها نشان میدهند که انار در برخی مناطق محصولی تجاری بوده و باغداری آن در درآمد مردم نقش داشته است. امروزه نیز انار در اقتصاد کشاورزی شهرهایی مانند ساوه و نیریز جایگاه مهمی دارد.
انار در واژهشناسی فارسی: «نار»، «ناردان» و «گلنار»
در متون ادبی فارسی، انار با صورتها و ترکیبهای متعددی ظاهر میشود. «نار» در بسیاری از ابیات به انار اشاره دارد و گاه بهسبب همنامی با واژه آتش، امکان بازی زبانی و تصویرپردازی ایجاد میکند. «ناردان» نیز در شعر قدیم برای دانههای انار به کار رفته است؛ در بیت سنایی، «چو نار از ناردان آگندهام»، دانههای فراوان میوه به شکل استعارهای برای انباشته بودن از وفاداری درمیآیند. «گلنار» به گل سرخ درخت انار اشاره میکند و در توصیف بهار و چهره محبوب به کار میرود. فرهنگهای تاریخی مانند لغتنامه دهخدا برای پیگیری این کاربردها و شواهد ادبی مفیدند.
بخشی از مدخل انار در لغتنامه دهخدا
درخت انار درجلگه های کرانهٔ دریای مازندران بحال وحشی فراوان است ، در نزدیکی مراوه تپه نیز دیده میشود و آنرا همه جا انار میخوانند. انار درختی است کوچک که در خاکهای شنی خوب میروید. چوب آن دارای مازوج فراوان است و دررنگرزی مصرف میشود. ریشهٔ آن نیز دارای آلکالوئیدی است که سمیت دارد و بمقدار کم برای از میان بردن کرم تنیا در پزشکی مصرف میشود. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 244).
انار دارای اقسامی است ، شیرین و بیدانه آنرا که املیسی نامند لطیفتر از سایر اقسام و سرد باعتدال و در اول تر و با قوهٔ قابضه و قلیل الغذا و مولد خلط صالح و نفاخ است و از این جهت باعث نعوظ محرورین است و مدر بول و مفتح و جالی و ملین طبع و مورث تشنگی است و خوردن آن بعد از طعام سبب انحدار آن و جهت تصفیهٔ روح کبدی و تقویت جگر و استسقاء لحمی و زقی و سوءالقنیه و یرقان و سپرز و خفقان و الم سینه و سرفهٔ حار و صاف کردن آواز و فربه کردن بدن و نفوذ فرمودن غذا و رفع جرب و حکه و نیکو کردن رنگ رخسار نافع و اکثار آن مفسد غذا و مرخی معده و مصلحش انار ترش و در باردالمزاج زنجبیل پرورده است . (از تحفهٔ حکیم مؤمن ، ذیل رمان ). و رجوع بهمان متن و رمان شود.
درخت کوچک معروفی است که از عصارهٔ [ میوهٔ ] آن شراب ترتیب میدادند و درخت مذکور بنوعی بزرگ شود که انسان میتواند در سایهٔ آن مأوی گزیند. و لباس وافود رئیس کهنه با انارها مزین میگشت و بدین جهت انارهای بسیاری در اماکن مختلف هیکل میکاشته اند. (از قاموس کتاب مقدس ) : و اگر شکم سخت نبود آنگاه سیب و انار و آبی خام بکوبد و… (هدایه المتعلمین چ دانشگاه مشهد ص 376). و ما ببلخ بودیم بچند دفعت مجمزان رسیدند از قصدار سه و چهار و پنج و نامهای یوسف آوردند و ترنج و انار و نیشکر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 251).

انار در آشپزی تاریخی؛ نمونه «ناربا»
یکی از نکتههای کمتر دیدهشده در فرهنگ خوراک ایرانی، حضور انار در نام و دستور غذاهاست. لغتنامه دهخدا در مدخل «ناربا»، با ارجاع به ذخیره خوارزمشاهی، آن را «آش انار» معنا میکند. همین اشاره کوتاه نشان میدهد انار در سنت آشپزی فقط میوهای برای خوردن بهصورت تازه یا خشک نبوده، بلکه در ترکیب غذاهای پخته نیز به کار میرفته است. ارزش این شاهد در آن است که بهجای تکیه بر فهرست غذاهای امروزی، یک نام خوراکی را در منبع پزشکی و فرهنگی قرون میانه ثبت میکند. برای بازسازی دستور دقیق آن غذا، باید متن نسخه و شرح مواد اولیه بررسی شود.
انار در آشپزی ایرانی سابقهای فراتر از مصرف تازه میوه دارد. آب انار و رب انار بهدلیل طعم ترش و ملس، برای مزهدار کردن گوشت و تهیه غذاهای گوناگون استفاده میشدهاند. در گزارشهای مربوط به خوراک دوره ساسانی، از خواباندن گوشت در رب انار و پختن آن با تخممرغ یاد شده است. در دوره صفوی نیز غذاهایی با رب انار، از جمله نوعی پلو، در پذیراییها حضور داشتهاند. کاربرد انار در غذاهایی مانند فسنجان نیز بخشی از همین سنت گسترده است؛ سنتی که در آن میوه، عصاره و رب آن بهعنوان چاشنی و ماده اصلی غذا استفاده میشوند.
انار و شب یلدا؛ میوهای با معنای دیداری و خوراکی
انار از عناصر شناختهشده سفره یلدای امروزی است؛ رنگ سرخ دانهها، کنار هندوانه و دیگر خوراکیهای زمستانی، به آن جلوهای ویژه داده است. در توصیفهای معاصر از یلدا، انار معمولاً با سرخی، فراوانی دانهها و دورهمی خانوادگی پیوند میخورد. با این حال، باید میان حضور کنونی انار در آیین یلدا و ادعای وجود همین رسم با همین شکل در ایران باستان فرق گذاشت. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه عن القرون الخالیه آیینها و تقویم جشنهای ایرانی را ثبت کرده و منبعی مهم برای مطالعه مناسبتهای کهن است؛
آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که انار در فرهنگ معاصر بهسبب رنگ سرخ، فصل برداشت و جایگاهش در خوراک ایرانی، به یکی از عناصر شاخص این شب تبدیل شده است.
انار و مهرگان در گزارشهای مربوط به خوراک آیینی
در نوشتههای پژوهشی درباره خوراکهای آیینی ایرانی، خوردن انار در ارتباط با جشن مهرگان نیز گزارش شده است. قرار دادن هفت شاخه گیاه در خوان نوروز و مهرگان، از جمله یک شاخه انار، در زمره ویژگیهای این مراسم بوده است. مقالهای در مجله جندیشاپور، با ارجاع به آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، نقل میکند که خوردن انار و نوشیدن گلاب از خوراکیها و نوشیدنیهای مرتبط با این روز دانسته شده بود. این گزارش از آن جهت اهمیت دارد که انار را در کنار جشن تقویمی و رفتار جمعی قرار میدهد، نه فقط در قلمرو پزشکی یا شعر.
انار در پزشکی و داروشناسی سنتی
در متون داروشناسی فارسی، انار فقط یک میوه خوراکی نیست؛ پوست، آب، دانه و انواع ترش و شیرین آن نیز موضوع بحثاند. مدخل «انار» در لغتنامه دهخدا نمونههایی از این سنت را با نقل از منابعی مانند ذخیره خوارزمشاهی و تحفه حکیم مؤمن گرد آورده است. از جمله، «اناربا» بهعنوان آش انار معرفی میشود و از پوست انار در ترکیبهای دارویی نام برده شده است. این گزارشها برای شناخت تاریخ پزشکی و خوراک ایران ارزشمندند، ولی نسخههای تاریخی بازتاب دانش و نظریههای پزشکی زمان خود هستند؛ ادعاهای درمانی آنها را نباید بیواسطه معادل شواهد پزشکی امروز گرفت.

چند نمونه شعر فارسی درباره انار؛ از قطران تا رحماندوست
انار در شعر فارسی هم میوهای واقعی است و هم استعارهای برای سرخی، لب، خون، دانههای اشک و دلِ آکنده از اندوه. نمونههای زیر در متنهای ادبی قابل پیگیریاند:
| قطران تبریزی، دیوان، قصیده ۹۰، در ستایش ابوالخلیل جعفر | |
| از فراق نار و گلنار و چنار و نار دانش | اشک من چون ناردان شد چشم من چو آب نار |
| سنایی، دیوان، غزل ۲۲۴ | |
| برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام | ور چه آزادم، تو را تا زندهام، من بندهام |
| مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل | نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام |
| از هوای هر که جز تو جان و دل بزدودهام | وز وفای تو چو نار از ناردان آگندهام |
| سعدی، مواعظ، قصیده ۱۸، در ستایش عطاملک جوینی | |
| کدام باغ به دیدار دوستان ماند | کسی بهشت نگوید به بوستان ماند |
| درخت قامت سیمینبرت مگر طوبیست | که هیچ سرو ندیدم که این بدان ماند |
| گل دو روی به یک روی با تو دعوی کرد | دگر رخش ز خجالت به زعفران ماند |
| کجاست آنکه به انگشت مینمود هلال | کز ابروان تو انگشت بر دهان ماند |
| هر آنکه روی تو بیند برابر خورشید | میان رویت و خورشید در گمان ماند |
| عجب مدار که تا زندهام محب توام | که تا به زیر زمینم در استخوان ماند |
| شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفد | که قطره قطره خونش به ناردان ماند |
| غریق بحر مودت ملامتش مکنید | که دست و پا بزند هر که در میان ماند |
| مولانا، دیوان شمس، غزل ۳۱۰۸ | |
| به دست هجر تو زارم تو نیز میدانی | طمع به وصل تو دارم، تو نیز میدانی |
| چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت | نماند صبر و قرارم، تو نیز میدانی |
| نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنم | به درد، خستهٔ خارم، تو نیز میدانی |
| به ناله باز سپیدم به سان فاخته شد | به کوهسار چو سارم، تو نیز میدانی |
| انار بودم خندان، بر آن عقیق لبت | کنون چو شعلهٔ نارم، تو نیز میدانی |
| انار عشق تو بودهست شمس تبریزی | که برد بر سر دارم، تو نیز میدانی |
| امیرخسرو دهلوی، دیوان، غزل ۱۷۰۹ | |
| قدت شاخ انار و روی تو نار | تعالی الله از آن قد اناره |
| بابافغانی، دیوان، غزل ۳۸۷ | |
| بیتو شامی که چراغ طرب افروختهام | یاد از شمع رخت کردهام و سوختهام |
| چاک خواهد شدن آخر دل من همچو انار | زین همه قطرهٔ خون کز غمت اندوختهام |
| صائب تبریزی، دیوان، غزل ۱۳۸۰ | |
| در دلم صد عقده خونین گره شد چون انار | تا چو به، گرد خط آن سیب زنخدان را گرفت |
| خواجوی کرمانی، صنایعالکمال، غزل ۱۵۷ | |
| رخم پر ناردان میشد ز خوناب | که از نارش دمی دستم تهی بود |
| مصطفی رحماندوست، صد دانه یاقوت | |
| صد دانه یاقوت / دستهبهدسته / با نظم و ترتیب / یک جا نشسته. | |
چرا انار در شعر فارسی به «دل» و «خون» نزدیک میشود؟
ساختار انار زمینهای آماده برای استعارهسازی فراهم میکند: پوستهای واحد، انبوهی دانه درون آن و آب سرخرنگی که هنگام فشردن بیرون میآید. به همین دلیل، شاعران از شکافتن انار برای تصویر کردن دلِ پُراندوه یا خونچکیدن استفاده کردهاند؛ نمونه روشن آن بیت سعدی «شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفد» و بیت صائب «در دلم صد عقده خونین گره شد چون انار» است. در شعر عاشقانه، دانهها گاه به اشک و لب سرخ به عقیق تشبیه میشوند. این شبکه استعارهها بر ویژگیهای دیداری و حسی میوه استوار است، نه بر یک معنای ثابت و یکسان در همه دورهها.

انار در شعر معاصر؛ از میوه به شناخت انسان
در شعر «سادهرنگ» از مجموعه حجم سبز، سهراب سپهری انار را میشکافد و دانههایش را بهانهای برای اندیشیدن درباره انسانها میکند: «خوب بود این مردم، دانههای دلشان پیدا بود». در این تصویر، پوستهای که دانهها را از دید پنهان میکند، به استعارهای برای پنهانسازی درون آدمی بدل میشود. این تبدیل مشاهده روزمره به تأمل اخلاقی، یکی از ویژگیهای مهم شعر سپهری است: معنا از دل تجربهای ساده بیرون میآید و به مسئله شفافیت، پنهانکاری و شناخت متقابل انسانها پیوند میخورد.
آسمان، آبیتر،
آب آبیتر.
من در ایوانم، رعنا سر حوض.
رخت میشوید رعنا.
برگها میریزد.
مادرم صبحی میگفت: موسم دلگیری است.
من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست
زن همسایه در پنجرهاش، تور میبافد، میخواند.
من «ودا» میخوانم، گاهی نیز
طرح میریزم سنگی، مرغی، ابری.
آفتابی یکدست.
سارها آمدهاند.
تازه لادنها پیدا شدهاند.
من اناری را، میکنم دانه، به دل میگویم:
خوب بود این مردم، دانههای دلشان پیدا بود.
میپرد در چشمم آب انار: اشک میریزم.
مادرم میخندد.
رعنا هم

ساوه و مهریز؛ دو نام شناختهشده در جغرافیای انار ایران
وقتی صحبت از انار ایرانی میشود، ساوه و مهریز از نامهایی هستند که بهطور گسترده با تولید این محصول پیوند خوردهاند. انار ساوه به شهرت تجاری خود شناخته میشود و مهریز نیز از مناطق مهم انارخیز استان یزد است. با این حال، انار ایران به این دو منطقه محدود نیست و در استانها و شهرستانهای دیگری نیز کشت میشود. تفاوت در رقم، خاک، آبوهوا، زمان برداشت و شیوه نگهداری میتواند بر اندازه، رنگ، مزه و ماندگاری محصول تأثیر بگذارد. معرفی جغرافیای انار فرصتی است برای شناخت تنوع کشاورزی کشور و توجه به محصولاتی که میتوانند بخشی از هویت اقتصادی و غذایی هر منطقه باشند.
در پایان:
منابع اصلی و پژوهشهای استفادهشده
- شورای عالی انقلاب فرهنگی. «مادهواحده تعیین مناسبتهای جدید برای درج در متن و ضمیمه تقویم رسمی کشور»، مصوب جلسه ۸۹۱، ۱۴ آذر ۱۴۰۲؛ ابلاغیه شماره ۱۴۰۲/۲۰۰۶۷/دش، مورخ ۱۰ دی ۱۴۰۲.
- Herodotus. The Histories, Book VII, §۴۱. ترجمه A. D. Godley، مجموعه Loeb Classical Library، انتشارات دانشگاه هاروارد، ۱۹۲۰–۱۹۲۵. متن کتاب هفتم، بند ۴۱
- Okunishi, Shunsuke. "Av. haδanaepata-." Bulletin of the Society for Near Eastern Studies in Japan, 18(1), 1975, pp. 17–26. مقاله و چکیده
- Encyclopaedia Iranica. "Haoma I. Botany." مدخل دانشنامهای درباره گیاهان مرتبط با آیین هوم
- بلوکباشی، علی. «انار». دانشنامه فرهنگ مردم ایران، جلد ۲، صص. ۳۰۲–۳۰۷، مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی.
کاربرد: فرهنگ عامه، آیینها، باورهای مربوط به انار، خوراک و جایگاه آن در زندگی ایرانی.
مشاهده مدخل انار در مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی - پلوتارک (Plutarch). Life of Artaxerxes، بخش ۱۱.
- Caneva, Giulia; Lazzara, Alessandro; Hosseini, Zohreh. "Plants as Symbols of Power in the Achaemenid Iconography of Ancient Persian Monuments." Plants, 12(23), 3991, 2023. DOI: 10.3390/plants12233991
- "Vegetation history of the Maharlou Lake basin (SW Iran) with special reference to the Achaemenid period (550–330 BC)." Vegetation History and Archaeobotany. مقاله پژوهشی
- کشمیری، مریم. «بررسی پیشینه نقش گل اناری در هنر ایران از دوران باستان تا عصر سلجوقی». پژوهش هنر، شماره ۱۰، پاییز و زمستان ۱۳۹۴، ص. ۱۱. اطلاعات کتابشناختی و چکیده
- دهخدا، علیاکبر. لغتنامه دهخدا، مدخل «انار». متن مدخل و شواهد برگرفته از منابع کهن
- بیرونی، ابوریحان. آثارالباقیه عن القرون الخالیه. در این مطلب، گزارش مربوط به مهرگان از طریق مقاله ثانویهای که به صفحات ۳۳۸–۳۳۹ این کتاب ارجاع میدهد، بررسی شده است؛ متن نسخه اصلی بهطور مستقل مقابله نشده است.
- سپهری، سهراب. حجم سبز، شعر «سادهرنگ».







