علی‌اکبر دهخدا؛ شرح کاملی از زندگی بزرگمرد ادبیات فارسی

این مقاله به بررسی زندگی و فعالیت‌های علی‌اکبر دهخدا، ادیب، روزنامه‌نگار، طنزپرداز و فرهنگ‌نویس برجسته ایرانی می‌پردازد.
ضمنا صدای مرحوم دهخدا را نیز در بخش مربوط به لغت‌نامه می‌شنوید.
از دوران کودکی و آموزش‌های سنتی او در تهران تا تحصیل در مدرسه علوم سیاسی، سفر به اروپا و حضور در جنبش مشروطه، مهم‌ترین مراحل زندگی دهخدا بررسی شده‌اند. نقش او در روزنامه صور اسرافیل، ستون طنز چرند و پرند، سرکوب مشروطه‌خواهان، تجربه نمایندگی مجلس، شکل‌گیری کتاب امثال و حکم، فعالیت‌های ترجمه و پژوهش ادبی و روند تدوین لغت‌نامه دهخدا شرح داده می‌شود.

در این مطلب می‌خوانید:

زندگی‌ در میان تموّج سنت‌‌ها، مشروطه‌خواهی و پژوهش زبان

علی‌اکبر دهخدا از آن دسته چهره‌های تاریخ معاصر ایران است که زندگی‌اش را نمی‌توان تنها با یکی از عنوان‌های ادیب، روزنامه‌نگار، سیاست‌مدار، طنزپرداز یا فرهنگ‌نویس توضیح داد. او در خانواده‌ای با ریشه قزوینی و در تهرانِ عصر قاجار به دنیا آمد؛ در کودکی با آموزش سنتی فارسی و عربی آشنا شد؛ در جوانی علوم سیاسی و زبان فرانسه آموخت؛ در روزنامه‌نگاری مشروطه با طنز و نثر انتقادی به مبارزه با استبداد پرداخت؛ تبعید و آشفتگی‌های سیاسی را تجربه کرد؛ مدتی نماینده مجلس بود و سرانجام بخش عمده عمر علمی خود را صرف گردآوری واژه‌ها، اصطلاحات، امثال، شواهد ادبی و اطلاعات تاریخی کرد.

تجربه روزنامه‌نگاری به او آموخت که زبان چگونه می‌تواند ابزار نقد قدرت باشد؛ آشنایی با علوم سنتی، امکان بررسی متون کهن را در اختیارش گذاشت؛ آموزش علوم سیاسی و زبان فرانسه افق فکری او را گسترش داد؛ و مواجهه با زبان مردم در نوشته‌های طنز، توجه او را به واژه‌ها، اصطلاحات و ضرب‌المثل‌هایی جلب کرد که در کتاب‌های رسمی کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شد. این تجربه‌ها در نهایت در دو اثر بزرگ او، «امثال و حکم» و «لغت‌نامه دهخدا»، به هم رسیدند.

زندگی دهخدا همچنین به دوره‌ای از تاریخ ایران تعلق دارد که در آن نظم سیاسی قاجار با مطالبات تازه‌ای درباره قانون، آزادی مطبوعات، آموزش جدید و مشارکت مردم روبه‌رو شده بود. برای شناخت او، باید هم زندگی شخصی و استادان‌ش را بررسی کرد، هم تحولات سیاسی زمانه را و هم روندی را که یک روزنامه‌نگار مشروطه‌خواه را به یکی از بزرگ‌ترین پژوهشگران زبان فارسی تبدیل کرد.

ریشه‌های خانوادگی، تولد و تهرانِ عصر قاجار

تولد در محله سنگلج

علی‌اکبر دهخدا در تهران و در محله قدیمی سنگلج به دنیا آمد. می‌گویند محل تولد او در کوچه قاسم‌علی‌خان است. درباره سال تولدش اختلافی جزئی میان منابع وجود دارد: معمولاً سال‌های ۱۲۵۷ یا ۱۲۵۸ خورشیدی برای تولد او ثبت شده‌اند. در برخی منابع، سال ۱۲۵۷ خورشیدی یعنی برابر با ۱۲۹۷ قمری آمده است. آنچه درباره زمان و مکان تولدش اهمیت تاریخی بیشتری دارد، قرار گرفتن کودکی او در تهرانِ نیمه دوم قرن سیزدهم خورشیدی است؛ شهری که مرکز حکومت قاجار بود و در آن، دربار، روحانیان، بازرگانان، صاحبان مناصب دولتی و گروه‌های تازه‌ای از تحصیل‌کردگان در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند.

خانواده‌ای با ریشه قزوینی

دهخدا در تهران متولد شد، اما خانواده‌اش اصالتاً به قزوین تعلق داشت. پدرش، خان‌باباخان، از زمین‌داران قزوین بود و پیش از تولد علی‌اکبر به تهران مهاجرت کرده بود. در برخی زندگی‌نامه‌ها آمده است که او زمین‌های خود را فروخت و برای آغاز زندگی تازه به پایتخت آمد.
درباره موقعیت اقتصادی خان‌باباخان، منابع از او به‌عنوان زمین‌داری با وضع مالی نسبتاً مناسب یا از طبقه متوسط ملاکان یاد کرده‌اند. با این حال، اطلاعات دقیق و مستقلی درباره میزان دارایی، وسعت زمین‌ها یا درآمد خانواده در دست نیست. نکته قابل اتکا این است که خانواده از موقعیتی برخوردار بود که امکان آموزش نسبتاً گسترده علی‌اکبر را فراهم کرد؛ آموزشی که هم علوم سنتی را در بر می‌گرفت و هم بعدها با تحصیل در مدرسه علوم سیاسی ادامه یافت.

خان‌باباخان علاوه بر زمین‌داری، دارای سابقه نظامی نیز بوده است. اگر این گزارش را در کنار مهاجرت او از قزوین به تهران قرار دهیم، می‌توان گفت خانواده دهخدا با دو حوزه اجتماعی زمین‌داری و خدمت نظامی یا اداری ارتباط داشته است.

واژهٔ «دهخدا» در فارسی قدیم به بزرگ یا کدخدای روستا، یعنی کسی که اداره و سرپرستی امور آبادی را بر عهده داشت، گفته می‌شد. بااین‌حال، این معنای واژه به‌تنهایی توضیح نمی‌دهد که چرا خانوادهٔ علی‌اکبر این نام را داشته‌اند. در برخی زندگی‌نامه‌ها، دهخدا در دوران جوانی با نام «میرزا علی‌اکبرخان قزوینی» نیز معرفی شده است.

در نوشته‌های صور اسرافیل، نام مستعار معروفش «دخو» بود. به روایتی  «دخو» صورت کوتاه‌شدهٔ «دهخدا» بوده و به روایتی دیگر در قزوین برای خطاب‌کردن افراد ساده‌دل نیز به کار می‌رفته است…
برای نمایش نکته کلیک کنید

خانواده‌ای پنج‌فرزندی و مسئولیتی که بر دوش مادر افتاد

علی‌اکبر فرزند ارشد خانواده بود و چهار فرزند دیگر نیز داشت. مرگ زودهنگام پدر، ساختار زندگی این خانواده را تغییر داد و مسئولیت پرورش پنج فرزند را بر دوش مادر گذاشت.
از زندگی خصوصی مادر دهخدا و جزئیات شرایط اقتصادی خانواده پس از مرگ خان‌باباخان اطلاعات گسترده‌ای در دست نیست؛ اما نقش او در تربیت علی‌اکبر برجسته است. خود دهخدا در یادکرد از کسانی که در شکل‌گیری شخصیت فکری‌اش نقش داشتند، مادرش را در کنار دو آموزگار اصلی دوران کودکی و نوجوانی‌اش، یعنی شیخ هادی نجم‌آبادی و شیخ غلامحسین بروجردی، قرار می‌داد.
در حقیقت تربیت دهخدا صرفاً نتیجه حضور در مدرسه یا آموزش یک استاد نبود. خانواده، آموزگاران سنتی و محیط فکری تهران در کنار هم زمینه رشد او را فراهم کردند.

تهران در زمان تولد دهخدا

هنگامی که دهخدا به دنیا آمد، ناصرالدین‌شاه قاجار بر ایران حکومت می‌کرد. ساختار سیاسی کشور بر سلطنت متمرکز بود و مشارکت عمومی مردم در تصمیم‌گیری‌های سیاسی محدودیت جدی داشت. دربار، صاحبان مناصب حکومتی و شبکه‌های قدرت محلی در اداره امور نقش مهمی داشتند، درحالی‌که نهادهای نمایندگی عمومی به شکل بعدی خود هنوز پدید نیامده بودند.
آموزش نیز عمدتاً بر مکتب‌خانه‌ها، مدارس سنتی و تعلیم خصوصی استوار بود. فراگیری قرآن، متون دینی، فارسی و عربی در این محیط‌ها اهمیت داشت. مدارس جدید و آموزش‌های مبتنی بر علوم و زبان‌های اروپایی هنوز فراگیر نشده بودند، اما در شهرهایی مانند تهران به‌تدریج گسترش می‌یافتند.

تهران در عین حال مرکز برخورد سنت و تغییر بود. روحانیان و مدرسان سنتی، بازرگانان، مأموران دولتی و گروه‌های آشنا با اندیشه‌های تازه در همین شهر حضور داشتند. بعدها گسترش مطبوعات، مدرسه‌های جدید و جنبش مشروطه، این محیط را دگرگون کرد. دهخدا از نسلی بود که آموزش سنتی را تجربه کرد، اما در جوانی به آموزش جدید و روزنامه‌نگاری سیاسی نیز راه یافت.

تهران قدیم تهران قدیم میدان توپخانه - قاجاریه

خان‌باباخان؛ پدر دهخدا و زمینه خانوادگی تربیت او

خان‌باباخان در منابع از زمین‌داران قزوین معرفی شده است. گویا او زمین‌هایش را فروخت و پیش از تولد علی‌اکبر به تهران آمد. این مهاجرت خانواده را از محیط قزوین به پایتخت سیاسی کشور منتقل کرد؛ شهری که در آن امکان ارتباط با گروه‌های متنوع‌تری از عالمان، مأموران حکومتی و اهل دانش وجود داشت.

مرگ در بروجرد؛ رویدادی با جزئیات نامعلوم

خان‌باباخان زمانی که علی‌اکبر حدود نه یا ده سال داشت، در بروجرد درگذشت. مرگ پدر در این سن، یکی از رویدادهای تعیین‌کننده زندگی خانوادگی دهخدا بود. پس از آن، غلامحسین بروجردی، دوست خانواده، در ادامه آموزش علی‌اکبر نقش مهمی پیدا کرد.

شیخ غلامحسین بروجردی؛ آموزگار علوم و ادبیات سنتی

دوستی خانوادگی و آغاز آموزش

غلامحسین بروجردی از دوستان خانواده دهخدا بود. پس از درگذشت خان‌باباخان، او در آموزش علی‌اکبر نقش اساسی پیدا کرد. دهخدا چندین سال از تعلیمات او بهره برد و بخش مهمی از دانش سنتی خود را نزد وی فراگرفت.

آموزش فارسی و عربی

آموزش دهخدا نزد غلامحسین بروجردی فقط به خواندن و نوشتن ابتدایی محدود نبود. او فارسی و عربی آموخت و با متون و قواعد زبانی‌ای آشنا شد که بعدها در کار ادبی و فرهنگ‌نویسی‌اش اهمیت فراوان یافتند.
دانش عربی برای یک پژوهشگر زبان فارسی در آن دوره اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا بخش بزرگی از میراث علمی، فلسفی، دینی و تاریخی ایران در متون عربی ثبت شده بود و واژگان عربی نیز در طول قرن‌ها وارد زبان فارسی شده بودند. تسلط بر این زبان به دهخدا امکان می‌داد هنگام بررسی متون، ریشه واژه‌ها، اصطلاحات و کاربردهای آن‌ها، تنها به منابع فارسی اکتفا نکند.

صرف و نحو عربی

صرف و نحو از درس‌های مهم آموزش سنتی بودند. صرف به ساخت واژه‌ها و تغییر شکل آن‌ها می‌پرداخت و نحو، ساختار جمله و نقش واژه‌ها را بررسی می‌کرد. این دانش‌ها به دهخدا کمک کردند تا بعدها با ساختار زبان، ترکیب‌های زبانی و تفاوت‌های کاربردی واژه‌ها دقیق‌تر برخورد کند. البته نباید فرهنگ‌نویسی جدید دهخدا را صرفاً نتیجه آموزش صرف و نحو دانست؛ روش او در لغت‌نامه حاصل مطالعه گسترده متون، گردآوری شواهد و مقایسه کاربردهای واژه‌ها نیز بود. بااین‌حال، آموزش سنتی ابزار اولیه لازم برای ورود به این کار را در اختیارش گذاشت.

شیخ غلامحسین بروجردی - هوش مصنوعی

فقه، اصول فقه، کلام و حکمت

در گزارش‌های مربوط به آموزش دهخدا، فقه، اصول فقه، کلام و حکمت نیز در کنار علوم زبانی ذکر شده‌اند. فقه به احکام دینی می‌پرداخت؛ اصول فقه مبانی استنباط آن احکام را بررسی می‌کرد؛ کلام با مباحث اعتقادی و استدلالی سروکار داشت؛ و حکمت، در سنت آموزشی آن روزگار، حوزه‌ای از مباحث فلسفی و عقلانی را در بر می‌گرفت. آشنایی با این دانش‌ها، دهخدا را با شیوه‌های استدلال و سنت بحث علمی آشنا کرد. بعدها، هنگامی که در نوشته‌های مطبوعاتی به نقد قدرت، رفتار اجتماعی یا ادعاهای رایج می‌پرداخت، از توانایی زبانی و آشنایی با مباحث استدلالی خود بهره می‌برد؛ هرچند نمی‌توان هر موضع سیاسی یا اجتماعی او را مستقیماً به درس خاصی در دوران کودکی نسبت داد.

پیوند آموزش سنتی با تحصیلات جدید

دهخدا پس از گذراندن دوره‌ای از آموزش سنتی، وارد مدرسه علوم سیاسی شد. این دو مرحله را نباید در برابر یکدیگر قرار داد، به گونه‌ای که گویی او با ورود به آموزش جدید تمام آموخته‌های پیشین را کنار گذاشت. برعکس آشنایی با متون فارسی و عربی، دانش ادبی و قواعد زبان، پایه‌ای برای پژوهش‌های بعدی او فراهم کرد؛ تحصیل در علوم سیاسی نیز حوزه‌هایی مانند حقوق، تاریخ و روابط بین‌الملل را به این پایه افزود. ترکیب این دو تجربه بعدها در آثار او آشکار شد: او هم می‌توانست از متون کهن شاهد بیاورد و هم مسائل روز را با نثر زنده و انتقادی توضیح دهد.

دهخدا در نوجوانی - هوش مصنوعی

شیخ هادی نجم‌آبادی؛ از پیوند خانوادگی تا تربیت عقل

رابطه‌ای که پیش از تولد دهخدا آغاز شده بود

شیخ هادی نجم‌آبادی از عالمان و اندیشمندان دوره قاجار بود. ارتباط او با خانواده دهخدا پیش از آن شکل گرفته بود که علی‌اکبر به‌طور مستقل مسیر فکری خود را پیدا کند؛ خان‌باباخان، پدر دهخدا، از ارادتمندان او به شمار می‌رفت. خانه خانواده دهخدا نیز در همسایگی منزل شیخ هادی قرار داشت. این نزدیکی امکان ارتباط مستقیم را فراهم می‌کرد و باعث می‌شد حضور شیخ در زندگی دهخدا صرفاً به مطالعه آثار یا شنیدن نام او محدود نباشد.

نقش شیخ هادی در شکل‌گیری قدرت تعقل دهخدا

نکته مهم‌تر از همسایگی، ارزیابی خود دهخدا از این رابطه است. دهخدا تربیت عقل و قدرت اندیشیدن خود را تا اندازه‌ای مدیون شیخ هادی می‌دانست و او را در کنار مادرش و غلامحسین بروجردی از چهره‌های اساسی دوران تربیت خود به شمار می‌آورد. این یادکرد نشان می‌دهد که دهخدا تأثیر شیخ هادی را فقط در انتقال اطلاعات یا آموزش مطالب دینی خلاصه نمی‌کرد. آنچه برایش اهمیت داشت، پرورش شیوه اندیشیدن و توانایی سنجیدن مسائل بود. این تمایز برای شناخت مسیر فکری دهخدا مهم است: او بعدها در روزنامه‌نگاری به نقد باورهای تثبیت‌شده، رفتار صاحبان قدرت و تناقض‌های اجتماعی پرداخت که چه بسا از همین تعلیمات بهره برده باشد.

شیخ هادی و فضای اصلاح‌خواهی اواخر قاجار

شیخ هادی در محیط فکری تهرانِ اواخر قاجار با موضوعاتی چون عقل‌گرایی، اخلاق، آموزش و اصلاح اجتماعی ارتباط داشت. در آثار منسوب به او، از جمله تحریرالعقلاء، بحث‌هایی درباره عقل، اخلاق و تشخیص درست از نادرست مطرح می‌شود. او همچنین از گسترش آموزش حمایت می‌کرد و با فضای اصلاح‌خواهی آموزشی زمان خود ارتباط داشت.

این موضوع از این باب اهمیت دارد که تهران آن دوره فقط محل استقرار دربار نبود؛ حلقه‌هایی از عالمان و اصلاح‌طلبان نیز در آن شکل گرفته بود که درباره وضعیت جامعه و ضرورت تغییر بحث می‌کردند. دهخدا در نوجوانی با بخشی از این محیط فکری آشنا شد.

چهره‌های پیرامون شیخ هادی

در روایت‌های مربوط به حلقه فکری و اجتماعی شیخ هادی، نام‌هایی چون میرزا رضا کرمانی، ملک‌المتکلمین و میرزا حسن رشدیه نیز دیده می‌شود. هر یک از این افراد مسیر و جایگاه متفاوتی داشتند و نباید آن‌ها را صاحب عقاید کاملاً یکسان یا اعضای یک تشکیلات واحد دانست.

  • میرزا رضا کرمانی در سال ۱۲۷۵ خورشیدی، ناصرالدین‌شاه را ترور کرد. این رویداد در بستر مخالفت‌های سیاسی با استبداد قاجار رخ داد.

  • ملک‌المتکلمین از خطیبان و نویسندگان برجسته مشروطه‌خواه بود. پس از به توپ بستن مجلس در سال ۱۲۸۷ خورشیدی، دستگیر و اعدام شد. سرنوشت او بخشی از سرکوب گسترده مشروطه‌خواهان در دوره محمدعلی‌شاه بود.

  • میرزا حسن رشدیه از پیشگامان گسترش آموزش نوین در ایران بود. تلاش‌های او برای ایجاد مدرسه‌هایی با شیوه‌های جدید، در دوره‌ای صورت گرفت که آموزش سنتی همچنان جایگاه مسلط داشت و مدرسه جدید با مقاومت‌هایی روبه‌رو می‌شد.

این نام‌ها برای شناخت فضای فکری اواخر قاجار اهمیت دارند؛ اما باید میان ارتباط با یک محیط اجتماعی و رابطه شخصی مستقیم تفاوت گذاشت. وجود نام این چهره‌ها در حلقه گسترده‌تر پیرامون شیخ هادی، به معنای اثبات دوستی نزدیک یا همکاری سیاسی هم‌زمان همه آن‌ها با دهخدا نیست و نمی‌توان گفت شیخ هادی به‌تنهایی دهخدا را به روزنامه‌نگاری مشروطه‌خواه تبدیل کرد. دهخدا بعدها در مدرسه علوم سیاسی تحصیل کرد، به اروپا رفت، با مطبوعات جدید آشنا شد و در جریان انقلاب مشروطه به فعالیت سیاسی پرداخت. بااین‌حال، ارتباط خانوادگی و فکری او با شیخ هادی یکی از زمینه‌های مهم این مسیر بود؛ زمینه‌ای که در آن پرسشگری و توجه به عقل و اصلاح اجتماعی اهمیت داشت.

تحصیل در مدرسه علوم سیاسی

ورود به آموزش جدید

پس از سال‌های آموزش سنتی، دهخدا وارد مدرسه علوم سیاسی تهران شد؛ مؤسسه‌ای که در اواخر دوره قاجار برای تربیت نیروهای آشنا با امور سیاسی و اداری توسط حسن پیرنیا تأسیس شده بود و با وزارت امور خارجه ارتباط داشت. تأسیس این مدرسه معمولاً به سال ۱۲۷۸ خورشیدی نسبت داده می‌شود که مصادف است با ایام جوانی دهخدا؛ ورود به چنین مدرسه‌ای، ادامه طبیعی همان آموزش سنتی نبود؛ بلکه ورود به حوزه‌ای تازه از دانش محسوب می‌شد. در کنار ادبیات و علوم دینی، موضوعاتی چون حقوق، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، روابط سیاسی و امور اداری مطرح بودند. این آموزش به دانش‌آموختگان امکان می‌داد ساختار دولت و مناسبات سیاسی را با مفاهیم و روش‌هایی متفاوت از آموزش سنتی بررسی کنند.

دهخدا در جوانی - هوش مصنوعی

محمدحسین فروغی و عبدالله مستوفی

از چهره‌های مرتبط با دوران تحصیل دهخدا، محمدحسین فروغی، پدر محمدعلی فروغی، بود. او در مدرسه علوم سیاسی تدریس می‌کرد و گاهی به دهخدا اجازه می‌داد در کلاس‌های ادبیات تدریس کند. این امر نشان‌دهنده آن است که توانایی ادبی دهخدا در همان دوران تحصیل نیز مورد توجه قرار گرفته بود.
عبدالله مستوفی نیز از هم‌دوره‌ای‌ها و دوستان نزدیک دهخدا در آن مدرسه است.  مستوفی کتابی دارد به نام شرح زندگانی من که در آن از دهخدا گفته است. اشتراک در برخی زمینه‌های تربیتی، از جمله آشنایی با آموزش‌های دینی در کنار تحصیلات جدید، ظاهراً در نزدیکی اولیهٔ آن‌ها بی‌تأثیر نبود. اما این دو ادامه مسیر زندگی‌شان یکسان نبود. مستوفی بیشتر در دستگاه اداری و حکومتی فعالیت کرد. او تجربهٔ کار در سفارت ایران در سن‌پترزبورگ را داشت و بعدها با نگارش کتاب سه‌جلدی شرح زندگانی من به یکی از راویان مهم تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجار تبدیل شد. آشنایی با هم‌کلاسی‌هایی که بعدها در حوزه‌های اداری و فرهنگی فعالیت کردند، بخشی از شبکه ارتباطی نسل تازه تحصیل‌کردگان تهران را شکل می‌داد.

زبان فرانسه و دسترسی به منابع اروپایی

یادگیری زبان فرانسه در آن دوره اهمیت زیادی داشت؛ زیرا بسیاری از آثار سیاسی، حقوقی، علمی و ادبی اروپا به این زبان در دسترس بود و فرانسه یکی از زبان‌های مهم دیپلماسی و آموزش جدید به شمار می‌رفت.

تسلط دهخدا بر فرانسه امکان مطالعه مستقیم برخی منابع را برای او فراهم کرد و در فعالیت‌های ترجمه و پژوهش بعدی‌اش سودمند بود. بااین‌حال، نباید اندیشه‌های او را صرفاً محصول تأثیر اروپا دانست. او هم‌زمان با میراث فارسی و عربی، آموزش سنتی و مسائل اجتماعی ایران آشنا بود. نگاه او از برخورد این تجربه‌ها شکل گرفت، نه از تقلید یک‌جانبه از اندیشه‌های خارجی.

ورود به وزارت امور خارجه

دهخدا پس از تحصیل در سال ۱۲۸۲ وارد وزارت امور خارجه شد. این تجربه او را با ساختار اداری حکومت، تشریفات دیپلماتیک و روابط خارجی آشناتر کرد. کار دولتی برای او تنها یک شغل نبود؛ فرصتی بود برای مشاهده دستگاهی که تصمیم‌های سیاسی و اداری کشور در آن شکل می‌گرفت. بااین‌حال، فعالیت بعدی او در روزنامه‌نگاری نشان داد که مسیرش به یک زندگی اداری محدود نماند. تجربه کار در وزارت امور خارجه بخشی از شناخت او از حکومت بود، اما در ادامه، قلم انتقادی‌اش او را در جایگاهی متفاوت از کارمند معمول دولت قرار داد.

سفر به اروپا و اقامت در اتریش و بالکان

دهخدا در حدود سال‌های ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۴ خورشیدی، در پیوند با خدمت دیپلماتیک خود به اروپا رفت. در روایت‌های مربوط به این سفر، اقامت در اتریش، به‌ویژه وین، و نیز مناطقی از بالکان، از جمله بلغارستان، ذکر شده است. اقامت در اروپا امکان آشنایی نزدیک‌تر با روزنامه‌ها، شیوه‌های انتشار مطالب سیاسی، آموزش جدید و تحولات فکری آن قاره را فراهم کرد. او در محیطی قرار گرفت که مطبوعات در بحث عمومی و نقد حکومت نقش مهمی داشتند. این تجربه بعدها در شکل روزنامه‌نگاری‌اش قابل مشاهده بود، به‌خصوص در شیوه‌ای که مسائل سیاسی و اجتماعی را با زبانی قابل فهم برای خوانندگان عادی بیان می‌کرد.

بازگشت به ایران و ورود به فضای مشروطه

تهران در آستانه انقلاب مشروطه

هنگامی که دهخدا به ایران بازگشت، جامعه ایران درگیر مطالبات تازه‌ای درباره قانون، عدالت‌خانه، محدود کردن قدرت سلطنت و مشارکت سیاسی بود. ابتدا به واسطه امین‌الضرب دهخدا راهی خراسان شد و به عنوان معاون و مترجم یک مهندس بلژیکی در شرکت شوسه مشغول به کار شد. گفته‌اند مکاتبات و سبک نامه‌نگاری دهخدا مورد توجه سایرین قرار گرفته بود. همین امر موجبات دریافت پیشنهاد همکاری در روزنامه را برای او فراهم آورد.
جنبش مشروطه در سال‌های پایانی سلطنت مظفرالدین‌شاه به مرحله‌ای تعیین‌کننده رسید و در سال ۱۲۸۵ خورشیدی فرمان مشروطیت صادر شد. در این فضا، روزنامه‌ها به یکی از مهم‌ترین ابزارهای شکل‌دهی افکار عمومی تبدیل شدند. مطبوعات فقط خبر منتشر نمی‌کردند؛ درباره قانون، استبداد، فساد اداری، آموزش، نقش روحانیت و مسئولیت مردم بحث می‌کردند. نثر روزنامه‌ای نیز به‌تدریج از زبان رسمی و پیچیده فاصله می‌گرفت و به زبان قابل فهم‌تری برای مخاطبان شهری نزدیک می‌شد. دهخدا در همین محیط به فعالیت ادبی و سیاسی روی آورد. تجربه آموزش سنتی، آشنایی با علوم سیاسی و زبان فرانسه و مشاهده محیط اروپا، به او امکان می‌داد مسائل روز را از چند زاویه بررسی کند. بااین‌حال، ویژگی برجسته‌اش در مطبوعات بیش از آنکه در نظریه‌پردازی انتزاعی باشد، در توانایی تبدیل نقد اجتماعی به نثر زنده و طنزآمیز نمود پیدا کرد.

همکاری با میرزا جهانگیرخان شیرازی و روزنامه «صور اسرافیل»

در سال ۱۲۸۶ خورشیدی، دهخدا با میرزا جهانگیرخان شیرازی، که با نام میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل شناخته می‌شد، در انتشار روزنامه صور اسرافیل همکاری کرد. این روزنامه از نشریات مهم دوره مشروطه بود و در گسترش بحث‌های سیاسی و انتقاد از استبداد نقش داشت. صور اسرافیل تنها به گزارش رویدادها بسنده نمی‌کرد. زبان آن برای نقد رفتار صاحبان قدرت، عقب‌ماندگی‌های اجتماعی و نابسامانی‌های اداری به کار می‌رفت. روزنامه به مخاطبانی توجه داشت که شاید با متون دشوار سیاسی یا فلسفی ارتباط برقرار نمی‌کردند، اما مسائل روزمره زندگی‌شان را در قالب طنز و روایت قابل فهم دنبال می‌کردند. همکاری دهخدا با این نشریه، نقطه عطفی در زندگی او بود. در آنجا توانایی ادبی‌اش از فضای درس و مطالعه بیرون آمد و به ابزاری برای مداخله در مسائل عمومی تبدیل شد.

البته صوراسرافیل بیش از اینکه یک روزنامه باشد، درواقع یک “هفته‌نامه” بود!

«چرند و پرند»؛ طنزی که زبان مردم را وارد روزنامه کرد

مهم‌ترین بخش نوشته‌های مطبوعاتی دهخدا، ستون طنز «چرند و پرند» بود. او در این نوشته‌ها با زبانی نزدیک به گفتار روزمره، اصطلاحات عامیانه، ضرب‌المثل‌ها، شوخی و کنایه، تناقض‌های زندگی اجتماعی و سیاسی را آشکار می‌کرد. در نثر رسمی آن روزگار، فاصله زیادی میان زبان نوشتار و زبان مردم وجود داشت. دهخدا با وارد کردن گفتار روزمره به روزنامه، این فاصله را کاهش داد. او از زبان مردم برای ساده‌نویسی استفاده و واژه‌ها و اصطلاحات عامیانه را به ابزار تحلیل تبدیل می‌کرد. یک تعبیر معمولی، یک حکایت کوتاه یا یک گفت‌وگوی ساختگی می‌توانست رفتار یک مقام دولتی یا تناقض یک ادعای سیاسی را افشا کند. طنز او غالباً به فساد اداری، ناآگاهی، ریاکاری، سوءاستفاده از قدرت و نابرابری‌های اجتماعی می‌پرداخت. اهمیت «چرند و پرند» در این بود که نقد سیاسی را از قالب مقاله‌های رسمی بیرون می‌آورد و به زبانی تبدیل می‌کرد که خواننده می‌توانست آن را به تجربه‌های روزمره خود پیوند دهد.
این شیوه در تحول نثر فارسی نیز اهمیت داشت. دهخدا نشان داد که زبان گفتاری، اگر با دقت ادبی و شناخت اجتماعی به کار رود، ظرفیت بیان مسائل پیچیده را دارد. بعدها، توجه او به اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها و کاربردهای واقعی واژه‌ها در فرهنگ‌نویسی‌اش نیز ادامه پیدا کرد؛ هرچند نباید لغت‌نامه را صرفاً نتیجه مستقیم ستون طنز دانست.

ستون چرند و پرند به قدری مخاطب داشت که مردم برای خرید روزنامه صف می‌کشیدند. حتی خارج از ایران هم صوراسرافیل طرفدارن بسیاری پیدا کرده بود.
برای نمایش نکته کلیک کنید

نام مستعار «دخو»

دهخدا بسیاری از نوشته‌های طنز خود را با نام مستعار «دخو» منتشر می‌کرد. این نام با سبک ویژه او در «چرند و پرند» پیوند خورد. شخصیت نویسنده در این ستون، گاه از زبان فردی عامیانه یا راوی‌ای ساده‌دل سخن می‌گفت، اما همین ظاهر ساده امکان می‌داد تناقض‌های قدرت و جامعه با تندی بیشتری آشکار شوند.استفاده از چنین راوی‌ای به دهخدا اجازه می‌داد از فاصله میان زبان رسمی صاحبان قدرت و زبان مردم بهره ببرد. راوی می‌توانست سخنی ظاهراً ساده بگوید و با همان سادگی، بی‌منطقی یک سیاست یا ریاکاری یک ادعا را نمایان کند. طنز او به این ترتیب فقط سرگرمی نبود؛ روشی برای نقد اجتماعی و سیاسی بود.

مقاله‌های انتقادی و «ظهور جدید»

دهخدا در صور اسرافیل نوشته‌هایی با مضامین انتقادی و روشنگرانه منتشر کرد. «ظهور جدید» از جمله عنوان‌هایی است که در ارتباط با نوشته‌های او ذکر شده است. این نوشته‌ها در فضای پرتنش مشروطه، به بحث درباره چهره‌های اجتماعی و مذهبی، رفتار عمومی و ضرورت افزایش آگاهی می‌پرداختند. برای تفسیر دقیق هر مقاله باید متن کامل آن و زمینه انتشارش را بررسی کرد؛ صرف نام یک مقاله برای نتیجه‌گیری درباره تمام دیدگاه‌های دهخدا کافی نیست. آنچه درباره مجموعه فعالیت مطبوعاتی او روشن است، استفاده از طنز و نثر انتقادی برای به پرسش کشیدن اقتدارهای سیاسی و اجتماعی و دفاع از آگاهی عمومی بود.

به توپ بستن مجلس، کشته‌شدن میرزا جهانگیرخان و تبعید دهخدا

سرکوب مشروطه‌خواهان در سال ۱۲۸۷

در سال ۱۲۸۷ خورشیدی، محمدعلی‌شاه در برابر مجلس و جنبش مشروطه موضعی خصمانه گرفت. نیروهای سلطنتی مجلس را به توپ بستند و سرکوب گسترده‌ای علیه مشروطه‌خواهان آغاز شد. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ انقلاب مشروطه بود: نهادی که قرار بود قدرت سلطنت را محدود کند، با نیروی نظامی هدف قرار گرفته شد و بسیاری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی تحت تعقیب قرار گرفتند. در پی این سرکوب، فعالیت صور اسرافیل در تهران متوقف شد. میرزا جهانگیرخان شیرازی دستگیر و کشته شد. این رویدادها نشان می‌داد که آزادی مطبوعات و مشارکت سیاسی، با وجود دستاوردهای مشروطه، همچنان در معرض خشونت قدرت سلطنتی قرار داشت.
از سویی صوراسرافیل با توجه به مقالات و مطالبی که علیه دستگاه حاکم زمان خودش داشت، به عنوان نوک پیکان مبارزه با سلطنت شناخته می‌شد و بدیهی بود که میرزاجهانگیر خان در فهرست اعدامی‌ها قرار گرفته شود. میرزاجهاگیرخان در زمان مرگ ۳۳ سال داشت!

پناه‌گرفتن در سفارت بریتانیا و مسئله سفارت فرانسه

در روایت‌های مربوط به بحران مشروطه، از پناه‌گرفتن برخی فعالان در سفارت بریتانیا نیز یاد شده است. بااین‌حال، درباره اینکه چرا دهخدا یا دیگران در مقطعی به سفارت بریتانیا رفتند و چرا به سفارت فرانسه نرفتند، نمی‌توان بدون سند روشن یک انگیزه واحد و قطعی تعیین کرد. پناه‌گرفتن در یک سفارت در آن دوره لزوماً به معنای همسویی سیاسی کامل با دولت آن کشور نبود. سفارت‌ها گاه به پناهگاه موقت برای افرادی تبدیل می‌شدند که جانشان در معرض خطر بود. از این رو، حضور در سفارت بریتانیا را نباید به‌تنهایی نشانه طرفداری دهخدا از سیاست‌های بریتانیا دانست؛در زمانه‌ای که روس‌ها خانه به خانه در پی مشروطه‌خواهان بوندند، این گریز ناگزیر می‌نمود و شاید اولین پناهگاه، بهترین پناهگاه بنظر می‌رشید. دهخدا همراه افرادی چون تقی زاده، نجات و تربیت به سفارت بریتانیا پناه بردند. و بعدها به فرانسه مهاجرتی اجباری کردند. در آن زمان ادوارد براون از دهخدا دعوت کرد تا به لندن برود و صوراسرافیل را آنجا چاپ کند که دهخدا این دعوت را رد کرد.

«یاد آر ز شمع مرده یاد آر»؛ سوگ میرزا جهانگیرخان

پس از کشته‌شدن میرزا جهانگیرخان، دهخدا اثر مشهور «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را سرود. این شعر که در قالب مسمط شناخته می‌شود، یادبود همکار و دوست از دست‌رفته او بود و به‌تدریج با حافظه تاریخی مشروطه‌خواهان پیوند خورد. مرگ میرزا جهانگیرخان برای دهخدا صرفاً فقدان یک همکار مطبوعاتی نبود. آن دو در نشریه‌ای فعالیت کرده بودند که نقد استبداد و دفاع از مشروطه را در مرکز کار خود قرار داده بود. سرنوشت جهانگیرخان نشان می‌داد که فعالیت مطبوعاتی در آن دوره می‌توانست به بهای جان تمام شود.
شعر دهخدا از همین تجربه برخاست و سوگ شخصی را با سوگ یک جنبش سیاسی درآمیخت. عنوان آن، با تصویر شمع خاموش، یادآور از دست رفتن انسانی است که در فضای تاریک سرکوب، نقش روشنگرانه‌ای برای همفکرانش داشت.

دهخدا بعدها شرح داد که در دوران تبعید، شبی جهانگیرخان را در خواب دید. او جامهٔ سفیدی بر تن داشت و از دهخدا پرسید: «چرا نگفتی او جوان افتاد؟» دهخدا از این جمله چنین برداشت کرد که دوستش از او می‌خواهد مرگش را بازگو کند و اجازه ندهد یاد او به فراموشی سپرده شود. عبارت «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» در همان حال به ذهنش رسید؛ از خواب بیدار شد، چراغ را روشن کرد و تا نزدیک صبح سه بند از شعر را سرود. روز بعد نیز آن‌ها را اصلاح کرد و دو بند دیگر افزود.

دهخدا در بالای شعر نوشت:

«وصیت‌نامۀ دوست یگانۀ من، هدیۀ برادری بی‌وفا به پیشگاه آن روح اقدس و اعلی»

ای مرغ سحر چو این شب تار بگذاشت ز سر سیاه‌کاری
وز نفحهٔ روح‌بخش اسحار رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زرتار محبوبهٔ نیلگون عماری
یزدان به کمال شد نمودار و اهریمن زشت‌خو حصاری
یاد آر ز شمع مرده یاد آر
ای مونس یوسف اندرین بند تعبیر عیان چو شد ترا خواب
دل پر ز شعف لب از شکرخند محسود عدو به کام اصحاب
رفتی بر یار خویش و پیوند آزادتر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند در آرزوی وصال احباب
اختر به سحر شمرده یاد آر
چون باغ شود دوباره خرم ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم آفاق نگارخانهٔ چین
گل سرخ و رخ عرق ز شبنم تو داده ز کف زمام و تمکین
زان نوگل پیش‌رس که در غم ناداده به نار شوق تسکین
از سردی دی فسرده یاد آر
ای هم‌ره تیه پور عمران بگذشت چو این سنین معدود
وآن شاهد نغز بزم عرفان بنمود چو وعد خویش مشهود
وز مذبح زر چو شد به کیوان هر صبح شمیم عنبر و عود
زان کو به گناه قوم نادان در حسرت روی ارض موعود
بر بادیه جان سپرده یاد آر
چون گشت ز نو زمانه آباد ای کودک دورهٔ طلایی
وز طاعت بندگان خود شاد بگرفت ز سر خدا خدایی
نه رسم ارم نه اسم شداد گل بست دهان ژاژخایی
زان کس که ز نوک تیغ جلاد مأخوذ به جرم حق‌ستایی
پیمانهٔ وصل خورده یاد آر
0:00 / 0:00
علامه دهخدا – در چشم باد

مهاجرت اجباری به اروپا

دهخدا برای دور ماندن از سرکوب و ادامه فعالیت مطبوعاتی به اروپا رفت. این مهاجرت را باید در بستر خطر واقعی برای جان و آزادی مشروطه‌خواهان فهمید؛ نه صرفاً سفری اختیاری برای ادامه تحصیل یا پژوهش. تبعید، زندگی او را از فضای سیاسی تهران جدا کرد، اما ارتباطش را با مبارزه مطبوعاتی از بین نبرد. او در خارج از ایران نیز کوشید انتشار نوشته‌های مرتبط با جنبش مشروطه را ادامه دهد. این تجربه، در کنار مرگ همکاران و دوستانش، وجهی تلخ به فعالیت سیاسی او بخشید. ابتدا تلاش کرد تادر فرانسه صوراسرافیلرا به چاپ برساند، اما میسور نشد.

ادامه انتشار «صور اسرافیل» در سوئیس

سرانجام دهخدا در سوئیس، در شهر ایوردون، سه شماره دیگر از صور اسرافیل را منتشر کرد. این شماره‌ها را باید از دوره انتشار روزنامه در تهران جدا کرد؛ آن‌ها ادامه فعالیت نشریه در شرایط تبعید بودند و البته با زبانی تندتر و نثری صریح‌تر. ادامه انتشار روزنامه در خارج از کشور نشان می‌دهد که تبعید لزوماً به معنای پایان فعالیت سیاسی دهخدا نبود. او تلاش کرد ارتباط با مخاطبان و آرمان‌های مشروطه را حفظ کند، هرچند شرایط چاپ، توزیع و ارتباط با خوانندگان در تبعید با فعالیت در تهران تفاوت داشت.

اما از آنجایی که دهخدا در هیچ اداره یا سازمانی مشغول به کار نشد، طبعا درآمدی نداشت و زندگی و امرار معاش در اروپا برای او مدام سخت‌تر می‌شد تااینکه تصمیم گرفت به ترکیه برود.

انتقال به استانبول و انتشار «سروش»

در بهار ۱۲۸۸ خورشیدی، گروهی از فعالان و مهاجران مشروطه‌خواه به استانبول رفتند. دهخدا نیز در این محیط به ویژه در کنار یحیی دولت‌آبادی به فعالیت مطبوعاتی ادامه داد و با انجمن سعادت ایرانیان ارتباط پیدا کرد. او روزنامه فارسی «سروش» را منتشر کرد که در فاصله تیر تا آبان ۱۲۸۸، بنا بر روایت‌های موجود، حدود چهارده تا پانزده شماره از آن منتشر شد.
استانبول در آن زمان یکی از مراکز مهم حضور ایرانیان مهاجر و فعالان سیاسی بود. انتشار «سروش» ادامه همان کوشش برای حفظ ارتباط فکری با ایران و پیگیری مسائل مشروطه در خارج از کشور به شمار می‌رفت. دهخدا در این دوره، با وجود دوری از تهران، همچنان در فضای مطبوعاتی و سیاسی ایرانیان حضور داشت.

بازگشت به سیاست؛ انتخاب شدن دهخدا به نمایندگی مجلس دوم

بازگشت مشروطه‌خواهان به تهران

پس از مقاومت مشروطه‌خواهان و تحولات نظامی و سیاسی، نیروهای مشروطه‌طلب در سال ۱۲۸۸ خورشیدی تهران را تصرف کردند و محمدعلی‌شاه از سلطنت برکنار شد. با بازگشت مجلس و احیای نهادهای مشروطه، امکان فعالیت سیاسی و مطبوعاتی دوباره فراهم شد؛ هرچند کشور همچنان با بی‌ثباتی، رقابت گروه‌های سیاسی و دشواری‌های اقتصادی و اداری روبه‌رو بود.
دهخدا در این زمان هنوز در استانبول بود. او که تجربه روزنامه‌نگاری و تبعید را پشت سر گذاشته بود، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی به نمایندگی انتخاب شد. گزارش‌ها حاکی از آن است که نام او هم از حوزه کرمان و هم از حوزه تهران مطرح بود و سرانجام کرسی کرمان را پذیرفت. اعتبارنامه او در ۱۹ فروردین ۱۲۸۹ خورشیدی تصویب شد.

نمایندگی مجلس؛ ادامه تلاش در جهان سیاست

ورود به مجلس نشان می‌داد که دهخدا فعالیت خود را به روزنامه‌نگاری محدود نکرده بود. او در دوره‌ای که ساختارهای سیاسی جدید ایران هنوز در حال شکل‌گیری بودند، وارد نهادی شد که قرار بود قانون‌گذاری و نظارت بر حکومت را بر عهده بگیرد. بااین‌حال، دهخدا را نباید سیاست‌مداری دانست که تمام زندگی‌اش را در رقابت‌های پارلمانی گذرانده باشد. فعالیت سیاسی او مهم بود، اما بخش اصلی شهرت و میراث بلندمدتش از روزنامه‌نگاری، پژوهش ادبی، گردآوری امثال و تدوین لغت‌نامه پدید آمد. نمایندگی مجلس یکی از فصل‌های زندگی او بود، نه مقصد نهایی آن. دهخدا که در گذشته در صور اسرافیل در حمایت از مردم کرمان مقالاتی نوشته بود، مورد حمایت مردم کرمان قرار گرفت و به نمایندگی انتخاب شد. ابتدا عضو کمیسیون عرایض بود. بعدها از حوزه انتخابیه کرمان استعفا داد و به عنوان نماینده کرمان به فعالیت‌ش ادامه داد. سپس به کمیسیون اعتدالیون رفت، برخلاف سایر دوستان‌ش که در کمیسیون دموکرات‌ها حضور داشتند.

بنظر می‌رسید دهخدایی که بحران‌هایی مثل به توپ بستن مجلس، اعدام‌های مشروطه‌خواهان و روزهای تبعید را پشت سر گذاشته، حالا در سنی بالاتر تصمیم‌های معتدل می‌گیرد. در عین حال در ایام حضور او در مجلس چندان پررنگ هم نیست…

فاصله گرفتن تدریجی از سیاست روزمره

پس از تجربه مشروطه، تبعید و مجلس، دهخدا به‌تدریج از حضور مستقیم در سیاست روزمره فاصله گرفت. این تغییر به معنای بی‌علاقگی به مسائل کشور نبود؛ بلکه مسیر کار او بیش از پیش به سمت پژوهش، تدوین متون و گردآوری مواد زبانی رفت.  برای فهم این تغییر باید به شرایط زندگی او نیز توجه کرد. مشروطه با سرکوب و خشونت همراه شده بود؛ همکارانی چون میرزا جهانگیرخان جان باخته بودند؛ و فضای سیاسی ایران پس از انقلاب مشروطه نیز ثبات پایداری پیدا نکرده بود. دهخدا در ادامه زندگی، به کاری روی آورد که به زمان، نظم و گردآوری گسترده منابع نیاز داشت؛ کاری که در نهایت به مهم‌ترین پروژه علمی او تبدیل شد.

جنگ جهانی اول و اقامت در چهارمحال و بختیاری

خروج از تهران در شرایط جنگ

با آغاز جنگ جهانی اول، ایران با وجود اعلام بی‌طرفی رسمی، از پیامدهای جنگ و حضور و رقابت نیروهای خارجی در امان نماند. ناامنی، فشارهای سیاسی و جابه‌جایی گروه‌های مختلف، زندگی بسیاری از فعالان سیاسی و روشنفکران را تحت تأثیر قرار داد. گروهی از سیاسیون با سودای تشکیل دولت موقت ملی برای مقابله با انگلیس و روس و به پشتیبانی آلمان‌ها، مجلس را تعطیل، تهران را ترک، ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفتند تا توسط نظام‌السلطنه دولت موقت ملی را تشکیل دهند.
دهخدا در این دوره تهران را ترک کرد و مسیر او از قم و کرمانشاه گذشت. پروژه دولت موقت شکست خورد، گروهی به بیروت و بغداد رفتند. اما سرنوشت، دهخدا را به منطقه چهارمحال و بختیاری رسانید. اقامت او در این منطقه با حمایت و میزبانی برخی سران بختیاری همراه بود. از جمله نام لطف‌علی‌خان امیرمفخم و اقامت در قلعه دِزَک در روایت‌های مربوط به این دوره ذکر می‌شود. مدت اقامت دهخدا در دزک را حدود دو سال و نیم دانسته‌اند و برخی این ایام را تا ۴ سال هم می‌گویند. این دوره را باید در بستر آشفتگی‌های جنگ و شرایط امنیتی زمان فهمید. شواهد کافی وجود ندارد که بتوان دوری او از تهران را عمدتاً به رنجش شخصی، افسردگی یا اختلافی خصوصی نسبت داد. توضیح تاریخی محتاطانه‌تر آن است که جنگ و شرایط سیاسی و امنیتی، در جابه‌جایی و اقامت او نقش داشتند.

دزک؛ فاصله از سیاست و نزدیک‌شدن به پژوهش

اقامت در دزک یکی از دوره‌های مهم در مسیر پژوهشی دهخدا بود. او در اینجا فرصت یافت که به گردآوری مواد زبانی و یادداشت‌برداری منظم‌تر بپردازد. این فعالیت‌ها در شکل‌گیری دو پروژه مهم او، یعنی امثال و حکم و لغت‌نامه، اهمیت پیدا کردند. البته لغت‌نامه حاصل دهه‌ها کار، مطالعه و گردآوری شواهد بود. آنچه درباره دوره دزک اهمیت دارد، تشدید و منظم‌تر شدن یادداشت‌برداری و فراهم‌شدن بخشی از زمینه‌های پژوهش‌های بعدی اوست.

امین‌الاطبا؛ هم‌صحبت نزدیک دهخدا:

بر اساس روایت دکتر مظفر بختیار، پزشک خانوادگی امیرمفخم، دکتر امین‌الاطبا اصفهانی، از مهم‌ترین هم‌صحبتان دهخدا در دزک بود؛ مردی اهل ادب و معاشرت فرهنگی. این نکته تصویری ملموس از زندگی روزمرهٔ دهخدا در تبعید به دست می‌دهد.

دزک محل رفت‌وآمد اهل فرهنگ و سیاست بود؛ این سابقه وجود داشت اما باید زمان‌ها را تفکیک کرد. افرادی مانند ملک‌الشعرای بهار و محمد مصدق نیز در دوره‌هایی با این عمارت و خانوادهٔ بختیاری ارتباط داشتند؛ ولی نمی‌توان حضور هم‌زمان همهٔ آنان با دهخدا را مفروض گرفت.

«امثال و حکم»؛ ثبت حافظه زبانی و فرهنگی ایرانیان

شکل‌گیری کتاب و نقش اعتمادالدوله قره‌گزلو

دهخدا در جریان گردآوری مواد لغت‌نامه، با انبوهی از ضرب‌المثل‌ها، اصطلاحات و عبارت‌های کوتاه روبه‌رو شده بود. در روایتی از روند تدوین آثار او، آمده است که اعتمادالدوله قره‌گزلو، وزیر معارف، پیشنهاد کرد این بخش از مواد گردآوری‌شده از پروژه عظیم لغت‌نامه جدا شود و در قالب کتابی مستقل انتشار یابد؛ زیرا چاپ یک‌باره تمام یادداشت‌های لغت‌نامه پروژه‌ای بسیار گسترده بود.
دهخدا با این پیشنهاد موافقت کرد و مواد مربوط به امثال و حکم را به اثری جداگانه تبدیل کرد. نتیجه، کتاب چهارجلدی امثال و حکم بود که انتشار آن در تهران در فاصله سال‌های ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۱ خورشیدی ثبت شده است. تاریخ‌های دیگری که گاه برای این کتاب ذکر می‌شوند ممکن است به چاپ‌ها یا نسخه‌های بعدی مربوط باشند.

کتابی فراتر از ضرب‌المثل‌های رایج

عنوان امثال و حکم ممکن است این تصور را ایجاد کند که کتاب تنها مجموعه‌ای از ضرب‌المثل‌های متداول است. در واقع، دامنه آن گسترده‌تر است. دهخدا در این مجموعه، در کنار ضرب‌المثل‌ها، عبارت‌های قصار، اصطلاحات، تعبیرهای عامیانه، حکمت‌ها، نقل‌قول‌های ادبی، ابیات شعر، آیات قرآن، احادیث و نمونه‌هایی از متون فارسی و عربی را گرد آورده است. این تنوع به کتاب اجازه می‌دهد پیوند میان زبان روزمره و زبان مکتوب را نشان دهد. یک معنا ممکن است در گفتار مردم با عبارتی کوتاه بیان شود، در شعر کلاسیک شکل دیگری پیدا کند و در متنی دینی یا اخلاقی به صورتی نزدیک به آن بازتاب یابد. کنار هم قرار دادن این نمونه‌ها، امکان مقایسه کاربردهای زبانی را فراهم می‌کند. به این ترتیب، امثال و حکم هم منبعی برای شناخت زبان عامیانه است و هم مجموعه‌ای از شواهد ادبی و فرهنگی. ارزش آن در ثبت عبارت‌ها به‌تنهایی نیست؛ در این است که نشان می‌دهد زبان مردم، شعر، حکمت، متون دینی و سنت ادبی چگونه در طول زمان با یکدیگر ارتباط پیدا کرده‌اند.

گستردگی مواد گردآوری‌شده

در توصیف کتاب، از ده‌ها هزار مدخل و عبارت و نیز حدود دوازده هزار شاهد یا نقل‌قول ادبی یاد شده است. برخی گزارش‌ها شمار ضرب‌المثل‌ها و عبارت‌های مرتبط را حدود سی هزار عنوان و تعداد نظایر و تعبیرهای هم‌معنا را حدود ده هزار مورد ذکر می‌کنند. این آمارها بسته به روش شمارش مدخل، شاهد، صورت‌های متفاوت یک عبارت و تعبیرهای مرتبط ممکن است فرق کنند؛ ازاین‌رو بهتر است آن‌ها را ارقامی تقریبی بدانیم، نه شمارش قطعی و یگانه.
نکته اصلی، گستردگی منابع است. دهخدا به یک مجموعه محدود از ضرب‌المثل‌های مشهور بسنده نکرد. او تلاش کرد عبارت‌هایی را ثبت کند که از ادبیات مکتوب، حافظه جمعی، گفتار روزمره و متون دینی و اخلاقی به دست می‌آمدند. چنین کاری نیازمند تشخیص صورت‌های متفاوت یک عبارت، مقایسه نمونه‌ها و توجه به زمینه کاربرد آن‌ها بود.

پیوند «امثال و حکم» با لغت‌نامه

امثال و حکم را می‌توان در کنار لغت‌نامه، بخشی از یک رویکرد پژوهشی دانست: ثبت زبان در کاربردهای گوناگون آن. در فرهنگ‌نویسی، توضیح معنای یک واژه بدون نمونه‌های واقعی کاربرد آن ممکن است ناقص بماند. ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات نیز نشان می‌دهند که معنا همیشه از جمع ساده واژه‌ها به دست نمی‌آید؛ گاه یک عبارت در مجموع معنایی پیدا می‌کند که باید در بستر فرهنگی و زبانی فهمیده شود.
این توجه به کاربرد، یکی از ویژگی‌های کار دهخدا بود. او به واژه‌ها تنها به‌عنوان واحدهایی در فهرست الفبایی نگاه نمی‌کرد؛ می‌خواست کاربردها، ترکیب‌ها، شاهدها و زمینه‌های معنایی آن‌ها را نیز ثبت کند.

ترجمه، پژوهش ادبی و تصحیح متون

ترجمه «روح‌القوانین»

دهخدا در کنار روزنامه‌نگاری و پژوهش زبان، به ترجمه آثار مهم خارجی نیز پرداخت. از جمله آثار ترجمه‌شده او، کتاب «روح‌القوانین»، اثر شارل دو مونتسکیو، است. این اثر درباره قوانین، ساختار حکومت‌ها، رابطه میان نهادهای سیاسی و اصولی است که بر نظم اجتماعی و سیاسی اثر می‌گذارند. ترجمه چنین کتابی در فضای فکری ایرانِ دوره مشروطه اهمیت داشت؛ زیرا بحث درباره قانون، محدودکردن قدرت، نهادهای حکومتی و نسبت آزادی با ساختار سیاسی در مرکز منازعات آن روزگار قرار گرفته بود. آشنایی خوانندگان فارسی‌زبان با اثری از این دست می‌توانست به گسترش زبان مفهومی لازم برای بحث درباره حکومت و قانون کمک کند.
گزارشی نیز وجود دارد که محمد مصدق در حدود سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۳ خورشیدی دهخدا را به انتشار ترجمه روح‌القوانین تشویق کرده و پیشنهاد داده بود نصرالله فلسفی در بازبینی آن همکاری کند؛ اما بنا بر همین روایت، دهخدا ترجمه را نیازمند اصلاحات بیشتری می‌دانست و در آن زمان تمایلی به انتشارش نداشت. این روایت را باید به‌عنوان گزارشی درباره روند کار او نقل کرد، نه لزوماً نقل‌قولی قطعی از گفت‌وگویی مستند.

«عظمت و انحطاط رومیان»

از دیگر آثار مرتبط با فعالیت ترجمه‌ای دهخدا، ترجمه کتاب مونتسکیو درباره عظمت و انحطاط رومیان است که با همان عنوان «عظمت و انحطاط رومیان» شناخته می‌شود. موضوع کتاب، بررسی تاریخی قدرت‌گیری و افول روم و عوامل سیاسی و اجتماعی مرتبط با آن است.
ترجمه آثار تاریخی و سیاسی برای دهخدا با علایق زبانی‌اش نیز ارتباط داشت. ترجمه یک اثر فقط جایگزین‌کردن واژه‌های یک زبان با واژه‌های زبان دیگر نیست؛ مترجم باید اصطلاحات سیاسی و تاریخی را در زبان مقصد روشن کند و برای مفاهیمی که در سنت فکری دو زبان جایگاه متفاوتی دارند، معادل‌های مناسب بیابد.

فرهنگ‌نویسی دوزبانه و تلاش برای شناخت واژگان

در کنار ترجمه، از فعالیت‌های دهخدا در زمینه فرهنگ‌نویسی فارسی و فرانسه نیز یاد شده است. این بخش از کار او را باید در امتداد علاقه گسترده‌ترش به واژه‌ها و کاربردهای آن‌ها دید. آشنایی با زبان فرانسه، هم در مطالعه منابع اروپایی و هم در ترجمه متون سیاسی و تاریخی به کار او می‌آمد؛ در مقابل، دانش عمیق او از فارسی و عربی به او امکان می‌داد تفاوت‌های معنایی را با دقت بیشتری بررسی کند.

تصحیح و بررسی متون کلاسیک فارسی

دهخدا در بررسی و آماده‌سازی متون ادبی کهن نیز فعالیت داشت. در فهرست آثار و پژوهش‌های مرتبط با او، نام شاعرانی چون ناصرخسرو، حافظ، منوچهری، فرخی، مسعود سعد سلمان، سوزنی و ابن‌یمین دیده می‌شود. همچنین از توجه او به آثاری مانند لغت فرس اسدی، صحاح‌الفرس و منظومه یوسف و زلیخا یاد شده است.
در بیان این فعالیت‌ها باید دقت کرد که نوع همکاری دهخدا با هر اثر یکسان نبود. در بعضی موارد سخن از تصحیح یا مقابله متن است؛ در موارد دیگر ممکن است پژوهش، شرح، گردآوری نسخه‌ها یا بررسی لغوی مطرح باشد. بنابراین، نباید بدون بررسی کتاب‌شناختی هر اثر، همه این کارها را با یک عنوان واحد و یکسان معرفی کرد.

اهمیت این فعالیت‌ها در آن بود که لغت‌نامه به مواد اولیه قابل اعتماد نیاز داشت. برای توضیح یک واژه کهن، باید نمونه‌های کاربرد آن در متون ادبی بررسی شود؛ برای فهم یک تعبیر، باید شکل‌های گوناگون آن در نسخه‌ها و آثار مختلف شناخته شود؛ و برای تشخیص معنای تاریخی یک واژه، باید کاربرد آن در دوره‌های متفاوت مقایسه شود. پژوهش دهخدا در متون کلاسیک، از این نظر با فرهنگ‌نویسی او پیوند داشت.

پژوهش درباره ابوریحان بیرونی

دهخدا همچنین پژوهشی درباره زندگی و آثار ابوریحان بیرونی نوشت که در حدود سال ۱۳۲۴ خورشیدی منتشر شد. توجه به بیرونی با علایق تاریخی و علمی دهخدا همخوانی داشت؛ بیرونی از چهره‌های برجسته دانش در تمدن اسلامی بود و آثارش حوزه‌هایی مانند تاریخ، جغرافیا، نجوم و شناخت فرهنگ‌ها را در بر می‌گرفت. این پژوهش نشان می‌دهد که کار دهخدا به واژه‌نامه و گردآوری ضرب‌المثل محدود نبود. او به معرفی و بررسی میراث علمی و ادبی ایران نیز علاقه داشت، هرچند لغت‌نامه از نظر حجم، مدت کار و تأثیرگذاری، جایگاهی بسیار گسترده‌تر در میراث او پیدا کرد.

دهخدا در دانشگاه؛ از تجربه سیاسی تا سازمان‌دهی پژوهش

پس از بازگشت به تهران، دهخدا در حوزه آموزش عالی نیز مسئولیت‌هایی بر عهده گرفت. در روایت‌های مربوط به زندگی او، از ریاست یا مدیریت مدرسه و دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در حدود سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۰ خورشیدی یاد می‌شود. عنوان دقیق سمت و دوره آن در منابع مختلف ممکن است تفاوت داشته باشد، اما روشن است که او در بخشی از این دوره در محیط آموزش عالی و در حوزه مرتبط با حقوق و علوم سیاسی فعالیت داشت.
این مسئولیت با تجربه‌های قبلی او ارتباط داشت. او در مدرسه علوم سیاسی تحصیل کرده، در وزارت امور خارجه خدمت کرده، روزنامه‌نگاری سیاسی را تجربه کرده و مدتی نیز نماینده مجلس بوده بود. حضور در محیط دانشگاهی، امکان انتقال بخشی از تجربه و دانش او به نسل تازه تحصیل‌کردگان را فراهم می‌کرد.

بااین‌حال، در سال‌های بعد، تدوین لغت‌نامه به پروژه محوری زندگی علمی او تبدیل شد. فرهنگ‌نویسی در مقیاسی که دهخدا دنبال می‌کرد، کاری فردی و کوتاه‌مدت نبود؛ به دسترسی به کتابخانه‌ها، تهیه نسخه‌ها، استخراج شواهد، ثبت یادداشت‌ها، سازمان‌دهی اطلاعات و همکاری افراد متعدد نیاز داشت. از همین رو، فعالیت دانشگاهی و تلاش برای سازمان‌دهی پروژه لغت‌نامه، دو بخش مهم از مرحله متأخر زندگی او بودند.

لغت‌نامه دهخدا؛ پروژه‌ای که به عمر یک انسان محدود نماند

آغاز یادداشت‌برداری و شکل‌گیری یک طرح بزرگ

لغت‌نامه دهخدا حاصل تصمیمی ناگهانی در سال‌های پایانی زندگی او نبود. توجه او به واژه‌ها، اصطلاحات و شواهد زبانی در طول سال‌ها شکل گرفته بود. آموزش فارسی و عربی، مطالعه متون کلاسیک، تجربه روزنامه‌نگاری، آشنایی با زبان گفتاری مردم و گردآوری مواد مربوط به امثال و حکم، هر یک بخشی از زمینه‌های این پروژه را فراهم کردند.
دهخدا به‌تدریج یادداشت‌هایی درباره واژه‌ها و کاربردهای آن‌ها گرد آورد. اما طرح نهایی بسیار فراتر از یک فهرست واژگان بود. او می‌خواست برای واژه‌ها معنای دقیق‌تر، صورت‌های گوناگون، ترکیب‌ها، اصطلاحات، شاهدهای ادبی و اطلاعات مرتبط را ثبت کند. در مواردی نیز نام اشخاص، مکان‌ها و موضوعات تاریخی و فرهنگی در مدخل‌ها جای می‌گرفت؛ ازاین‌رو لغت‌نامه به اثری با ویژگی‌های فرهنگ تاریخی و دانشنامه‌ای تبدیل شد.

لغت‌نامه فقط فهرستی از واژه‌ها نیست

در یک فرهنگ لغت ساده، معمولاً واژه و تعریف کوتاه آن در کنار هم قرار می‌گیرند. در لغت‌نامه دهخدا، مدخل می‌تواند مجموعه‌ای از اطلاعات را در بر گیرد: توضیح معنا، کاربردهای متفاوت، ترکیب‌ها و اصطلاحات، ریشه یا سابقه واژه در صورت امکان، شاهدهایی از شعر و نثر، و ارجاع به منابع. برای مثال، فهم معنای یک واژه در شعر قدیمی ممکن است به شناخت بافت تاریخی یا کاربردی خاص نیاز داشته باشد. واژه‌ای ممکن است در یک متن معنای عمومی داشته باشد و در متنی دیگر در اصطلاحی خاص به کار رفته باشد. دهخدا با گردآوری شواهد متعدد می‌کوشید چنین تفاوت‌هایی را آشکار کند. در مدخل‌های مربوط به نام‌های خاص نیز اطلاعاتی درباره اشخاص، مکان‌ها و رویدادهای تاریخی ارائه می‌شود. همین گستردگی باعث شده است که لغت‌نامه در بسیاری از موارد، علاوه بر کارکرد زبانی، برای پژوهش تاریخی و ادبی نیز مفید باشد.

شاید بتوان ادعا کرد دهخدا در تلاشی فردوسی‌گونه در دوران خود، کاری کرد که فرهنگ و ادب و علم در ایران تا ابد مدیون آن خواهد بود. دستاوردی که دهخدا فقط در پروژه لغتنامه‌اش به آن رسیده است با مجموع بسیاری از دستاوردهای هم عصران خود برابری می‌کند. لغتنامه او نه فقط مورد استفاده اهالی فرهنگ و ادب که دستیار علمی بسیاری از پژوهشگران در حوزه‌های مختلف بوده‌است و این درحالی‌ست که در زمانه او نه رایانه‌ای وجود داشت، نه امکانی به نام سرچ در موتورهای جستجو و نه پدیده‌ای به نام هوش مصنوعی. او و همکاران‌ش می‌بایست نه تنها به زبان فارسی که به زبان‌هایی چون عربی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی اشراف می‌داشتند که این جز از آن مردان با همت این دیار بر نمی‌آمد.

فیش‌برداری در مقیاسی کم‌سابقه

پشت این اثر، انبوهی از یادداشت‌ها و فیش‌های پژوهشی قرار داشت. در روایت‌های مربوط به پروژه، از حدود چهار میلیون فیش یاد می‌شود. منظور از فیش، برگه‌ای برای ثبت اطلاعات، شاهد، واژه، معنا یا ارجاع به منبع است؛ نه چهار میلیون واژه و نه چهار میلیون مدخل مستقل.
فیش‌برداری به دهخدا و همکارانش امکان می‌داد اطلاعاتی را که در کتاب‌های گوناگون پراکنده بود، استخراج و سپس بر اساس نیاز فرهنگ‌نویسی مرتب کنند. هر شاهد ادبی باید به منبع خود مربوط می‌شد و اطلاعات گردآوری‌شده باید در جای مناسب قرار می‌گرفت. چنین کاری مستلزم خواندن گسترده متون، تشخیص صورت‌های زبانی، ثبت دقیق مأخذ و بازبینی پیوسته بود.
این حجم از مواد نشان می‌دهد که لغت‌نامه نتیجه صرفِ حافظه یا دانش فردی دهخدا نبود. حافظه و دانش او اهمیت داشت، اما اثر نهایی بر پایه مطالعه مستمر منابع و نظامی از یادداشت‌برداری و دسته‌بندی اطلاعات شکل گرفت.

حمایت نهادی و آغاز انتشار

پروژه لغت‌نامه به‌تدریج از کار شخصی دهخدا به فعالیتی نیازمند پشتیبانی و سازمان‌دهی تبدیل شد. در روایت‌های مربوط به تاریخ مؤسسه لغت‌نامه، سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ خورشیدی از نقاط مهم سازمان‌یابی رسمی آن به شمار می‌روند. در این دوره، مجلس از طرح حمایت کرد و مقرر شد کار در خانه دهخدا در خیابان ایران‌شهر سامان یابد.
درباره تاریخ آغاز چاپ، منابع گاه از انتشار نخستین بخش‌ها در سال‌های ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ یاد می‌کنند و گاه از چاپ بخش‌هایی در سال ۱۳۲۵. این تاریخ‌ها ممکن است به مراحل متفاوتی از آماده‌سازی، انتشار نخستین جزوه‌ها یا گسترش رسمی پروژه اشاره داشته باشند. بنابراین، برای جلوگیری از خلط رویدادها، بهتر است گفته شود که انتشار لغت‌نامه پیش از پایان عمر دهخدا آغاز شده بود، در اواخر دهه ۱۳۱۰ خورشیدی وارد مرحله انتشار شد و در میانه دهه ۱۳۲۰، سازمان‌دهی و پشتیبانی نهادی آن اهمیت بیشتری یافت.

بنظر می‌رسد پس از انتشار اولین نسخه از این مجموعه که در چاپخانه بانک ملی ایران انجام شد، دستور توقیف آن صادر می‌شود. پس از ۵ سال و با وقع وقایعی دیگر و باواگذاری فیش‌های لغتنامه به مجلس، انتشار آن سر گرفته می‌شود.

لغتنامه دهخدا  لغتنامه دهخدا

چاپ اثر در زمان حیات دهخدا

دهخدا تا پایان عمر درگیر کار لغت‌نامه بود، اما تنها بخشی از اثر نهایی در دوران زندگی او آماده و منتشر شد. در برخی گزارش‌ها آمده است که او بر ۲۲ بخش یا مجلد از مجموعه نظارت داشت و حاصل این کار ۴۲۶۹ صفحه از مجموعه‌ای است که در نهایت به حدود ۲۶٬۴۷۵ صفحه رسید. تعبیر «بخش»، «جزوه» و «جلد» در منابع و شیوه‌های مختلف چاپ همیشه یکسان نیست؛ از همین رو، ارقام مربوط به تعداد جلدها را باید با توجه به نظام انتشار هر نسخه خواند.
در نسخه‌های مختلف، لغت‌نامه به شکل مجموعه‌های 15جلدی به‌علاوه مقدمه، 16جلدی یا در تقسیم‌بندی‌های دیگر به صورت تعداد بیشتری جلد و جزوه معرفی شده است. این تفاوت لزوماً به معنای وجود چند اثر متفاوت نیست؛ بخش مهمی از آن به شیوه صحافی، تقسیم‌بندی حروف و مدخل‌ها و نظام چاپ مربوط می‌شود.
آنچه ثابت می‌ماند، مقیاس کم‌نظیر اثر است: فرهنگ‌نامه‌ای با ده‌ها هزار مدخل، شواهد فراوان از متون فارسی و عربی و حجم چند ده‌هزار صفحه‌ای که تهیه آن از توان یک کار کوتاه‌مدت یا محدود فراتر می‌رفت.

خانه، کتابخانه و دشواری‌های مالی پروژه

خانه دهخدا در خیابان ایران‌شهر در دوره‌ای به محل اصلی فعالیت او و همکارانش برای تدوین لغت‌نامه تبدیل شد. کتاب‌ها و منابع موجود در این خانه، یادداشت‌ها و فیش‌های گردآوری‌شده، بخش مهمی از زیرساخت کار بودند. پروژه‌ای با این حجم، هزینه‌های تهیه کتاب، نگهداری منابع، استخدام یا همکاری پژوهشگران و چاپ را به همراه داشت. در روایت‌های مربوط به تاریخ لغت‌نامه، از مشکلات مالی و خطرهای مرتبط با تأمین هزینه‌ها نیز یاد شده است.  طوریکه گویا خانه دهخدا بدلیل بدهی‌ها در آستانه حراج قرار گرفته بود. حمایت مجلس و سازمان‌دهی رسمی کار در دهه ۱۳۲۰، در همین بستر اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا ادامه پروژه نمی‌توانست فقط به توان مالی شخصی دهخدا وابسته بماند.

در وصیت و توصیه‌های مربوط به ادامه کار، حفظ و استفاده از منابع و یادداشت‌های او برای تکمیل لغت‌نامه اهمیت داشت. این نکته نشان می‌دهد که دهخدا به پروژه نه به‌عنوان اثری که با مرگ نویسنده باید متوقف شود، بلکه به‌عنوان کاری علمی می‌نگریست که باید پس از او نیز ادامه پیدا کند.

محمد معین و ادامه کار پس از دهخدا

دهخدا برای ادامه پروژه به همکاران علمی نیاز داشت. محمد معین از مهم‌ترین همکاران و جانشینان او در این مسیر بود. در سال ۱۳۳۴ خورشیدی، با انتقال سازمان کار از خانه دهخدا به مجلس و سامان‌دهی دوباره پروژه، معین برای هدایت ادامه کار تعیین شد. وصیت دهخدا نیز مسئولیت نگهداری یادداشت‌ها و پیگیری تدوین لغت‌نامه را به او سپرده بود.
پس از درگذشت دهخدا، معین و دیگر پژوهشگران به ادامه کار پرداختند. در مراحل بعد، نام محمد دبیرسیاقی و سیدجعفر شهیدی نیز در ارتباط با تدوین، ویرایش و تکمیل لغت‌نامه مطرح است. سهم هر یک در دوره‌های مختلف باید جداگانه بررسی شود، اما اصل موضوع روشن است: چاپ نهایی لغت‌نامه محصول ادامه کار یک گروه پژوهشی و نهادی بود که بر پایه یادداشت‌ها و روش دهخدا فعالیت می‌کرد.
در حدود سال‌های ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۷ خورشیدی، سازمان لغت‌نامه به دانشگاه تهران منتقل شد. این انتقال به معنای قرارگرفتن پروژه در چارچوبی دانشگاهی و پایدارتر بود. چاپ اثر نیز پس از مرگ دهخدا ادامه یافت و تکمیل آن در منابع کتاب‌شناختی معمولاً به سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ خورشیدی نسبت داده می‌شود؛ هرچند تاریخ‌ها ممکن است با توجه به چاپ و نظام کتاب‌شناختی اندکی متفاوت باشند.

وصیت دهخدا محمد معین و لغتنامه دهخدا

محمد دبیرسیاقی و سیدجعفر شهیدی؛ ادامه‌دهندگان کار علمی

در تاریخ تکمیل لغت‌نامه، محمد دبیرسیاقی و سیدجعفر شهیدی از نام‌های مهمی هستند که در مراحل بعدی در ادامه و سامان‌دهی اثر نقش داشتند. فعالیت آن‌ها به دوره پس از درگذشت دهخدا نیز امتداد یافت. این نکته برای ارزیابی درست اثر اهمیت دارد: لغت‌نامه با نام دهخدا شناخته می‌شود و طرح، بخش عمده مواد و بخش مهمی از محتوای آن حاصل کوشش اوست؛ اما چاپ و تکمیل مجموعه نهایی، کار چند نسل از پژوهشگران و همکاران را نیز در بر می‌گیرد. انتساب اثر به دهخدا نباید زحمات ادامه‌دهندگان آن را نامرئی کند، همان‌طور که نقش آنان نیز نباید سهم بنیادین دهخدا را کم‌رنگ سازد.

چرا لغت‌نامه به اثری فراتر از فرهنگ لغت تبدیل شد؟

لغت‌نامه دهخدا سه نوع ارزش را در یک مجموعه گرد آورد:

  • ارزش زبانی: توضیح معانی واژه‌ها، ترکیب‌ها، اصطلاحات و کاربردهای تاریخی آن‌ها.

  • ارزش ادبی: ارائه شواهد از شعر و نثر، به‌ویژه متون کلاسیک، برای نشان‌دادن کاربرد واقعی واژه‌ها.

  • ارزش تاریخی و فرهنگی: ثبت اطلاعات درباره اشخاص، مکان‌ها، اصطلاحات و موضوعاتی که برای فهم متون و تاریخ ایران اهمیت دارند.

به همین دلیل، استفاده از لغت‌نامه به پژوهش ادبی محدود نمی‌شود. پژوهشگر تاریخ، فرهنگ، نام‌شناسی و متون قدیمی نیز ممکن است برای روشن‌کردن معنای یک عبارت یا شناخت یک نام خاص به آن مراجعه کند. این ویژگی، نتیجه رویکردی است که زبان را جدا از تاریخ و زندگی اجتماعی نمی‌دید.

روابط فکری و سیاسی دهخدا و دوستان او

محمد قزوینی؛ آشنایی در فضای پژوهش و ادبیات

محمد قزوینی از پژوهشگران برجسته متون فارسی و تاریخ ادبیات بود و نام او در ارتباط با فضای علمی هم‌عصران دهخدا مطرح می‌شود. آشنایی دهخدا با قزوینی در پاریس ذکر شده است. اهمیت این ارتباط را بهتر است در زمینه گسترده‌تر پژوهش‌های ادبی آن دوره بررسی کرد؛ زمانی که شناخت نسخه‌ها، بررسی متون کهن، تصحیح آثار و گردآوری شواهد زبانی به یکی از زمینه‌های مهم فعالیت علمی تبدیل شده بود. دهخدا و قزوینی هر دو در این فضای پژوهشی قرار داشتند. علامه قزوینی کتابی دارد به نام مسائل پاریسیه که خواندن آن توصیه می‌شود.

محمد معین؛ همکار و جانشین علمی

رابطه دهخدا با محمد معین، به‌ویژه در مرحله متأخر زندگی او، از نظر ادامه لغت‌نامه اهمیت بیشتری دارد. معین از پژوهشگرانی بود که می‌توانست کار فرهنگ‌نویسی را در چارچوبی منظم دنبال کند و پس از مرگ دهخدا، مسئولیت اصلی ادامه پروژه را بر عهده گرفت. این انتخاب نشان می‌دهد که دهخدا برای استمرار کارش به همکاری علمی و سازمان‌دهی نیاز داشت. لغت‌نامه مجموعه‌ای از اطلاعات پراکنده نبود که بتوان آن را صرفاً با حفظ چند یادداشت ادامه داد؛ هر بخش به شناخت منابع، روش ثبت اطلاعات و توانایی هماهنگ‌کردن مواد گسترده نیاز داشت. معین در همین چارچوب به یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ پس از دهخدا تبدیل شد.

ملک‌الشعرای بهار؛ هم‌عصر در ادبیات و سیاست

ملک‌الشعرای بهار از شاعران، روزنامه‌نگاران و چهره‌های سیاسی برجسته دوره مشروطه و پس از آن بود. او نیز مانند دهخدا در فضای پرتحول ادبی و سیاسی ایران فعالیت می‌کرد. از جمله دستاوردهای این دو ادیب کشف و پرورش استعدادی به نام پروین اعتصامی است. وجه مشترک مهم‌تر، حضور هر دو در دوره‌ای بود که شعر، روزنامه‌نگاری و فعالیت سیاسی از یکدیگر جدا نبودند. ادبیات می‌توانست وسیله نقد حکومت و بیان خواسته‌های عمومی باشد و مطبوعات نیز به عرصه‌ای برای ورود نویسندگان و شاعران به بحث‌های سیاسی تبدیل شده بودند.

محمد مصدق و حمایت از ملی‌شدن صنعت نفت

دهخدا در سال‌های فعالیت سیاسی خود با چهره‌هایی مانند محمد مصدق ارتباط فکری و سیاسی داشت. در روایت‌هایی از زندگی او، مصدق به‌عنوان کسی معرفی شده است که دهخدا را به انتشار ترجمه روح‌القوانین تشویق کرده بود. این گزارش، در صورت پذیرش، نشان‌دهنده اشتراک علاقه آن دو به بحث‌های مربوط به قانون و حکومت است؛ بااین‌حال، جزئیات این ارتباط را نباید بیش از آنچه منابع پشتیبانی می‌کنند گسترش داد.
دهخدا همچنین از جنبش ملی‌شدن صنعت نفت حمایت کرد. این جنبش در اوایل دهه ۱۳۳۰ خورشیدی به یکی از مهم‌ترین منازعات سیاسی ایران تبدیل شد و مسئله حاکمیت ملی بر منابع طبیعی را در مرکز توجه عمومی قرار داد. حمایت دهخدا از این جریان، نشان می‌دهد که با وجود تمرکز فزاینده بر پژوهش، نسبت به تحولات سیاسی کشور بی‌تفاوت نشده بود.

دهخدا پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

حمایت از مصدق و تغییر فضای سیاسی

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به سقوط دولت محمد مصدق انجامید و فضای سیاسی ایران را به‌طور جدی تغییر داد. پس از کودتا، بسیاری از نیروهای ملی‌گرا و طرفداران دولت مصدق با محدودیت، فشار یا کاهش امکان فعالیت عمومی روبه‌رو شدند.
دهخدا نیز در این دوره از حضور علنی در سیاست فاصله بیشتری گرفت و بخش عمده توجهش را به لغت‌نامه معطوف کرد. در روایت‌های مربوط به سال‌های پس از کودتا، از فشارهای امنیتی و احضار یا بازجویی او نیز سخن گفته شده است. بااین‌حال، باید میان گزارش‌های تاریخی درباره فشار سیاسی و ادعاهای اثبات‌نشده درباره تأثیر مستقیم آن بر وضعیت جسمانی یا مرگ او تفاوت گذاشت.

روایت‌هایی درباره «شورای سلطنت» و احتمال نقش سیاسی دهخدا

دهخدا از معدود بازماندگان جریان انقلاب مشروطه در ایران بود و همین موجب اعتبار و اهمیت نظر او برای گروه‌های مختلف فکری سیاسی می‌شد گرچه دهخدا علاقه‌ای به ارتباط گرفتن با دسته‌جات و فرق سیاسی نشان نمی‌داد. در دوره‌ای که محمدرضاشاه از ایران فرار کرده بود یا بحث‌هایی درباره آینده نظام سیاسی مطرح می‌شد، نام دهخدا در ارتباط با ایده تشکیل «شورای سلطنت» مطرح شد. در همین روایت‌ها، از احضار یا بازجویی او توسط مقام‌های نظامی نیز سخن گفته می‌شود. این گزارش‌ها باید با احتیاط نقل شوند. شواهد قطعی و کافی برای این ادعا وجود ندارد که دهخدا در آستانه کودتای ۲۸ مرداد رسماً به نخست‌وزیری منصوب شده بود یا مصدق یا دکتر فاطمی او را به‌طور قطعی برای ریاست‌جمهوری انتخاب کرده بود.
همچنین، اگر در آن دوره درباره تغییر شکل نظام سیاسی یا تشکیل جمهوری بحث شده باشد، طبعا! به سازوکارهای حقوقی و سیاسی نیاز داشت.

دهخداو مصدق

نامه مخالفت با کنسرسیوم نفتی

در برخی گزارش‌ها آمده است که دهخدا در سال ۱۳۳۳ خورشیدی نامه‌ای علنی در مخالفت با قرارداد یا کنسرسیوم نفتی امضا کرد و پس از آن، نام یکی از خیابان‌های منسوب به او تغییر یافت. این گزارش با موضع شناخته‌شده دهخدا در حمایت از ملی‌شدن صنعت نفت همخوانی دارد. او در سال‌های پایانی عمر نیز مسئله حاکمیت ملی بر منابع کشور را از مسائل مهم سیاسی می‌دانست، حتی اگر دیگر مانند دوره مشروطه در مرکز فعالیت مطبوعاتی قرار نداشت.

فشار سیاسی و انزوای سال‌های پایانی

دهخدا پس از کودتا کمتر در عرصه عمومی ظاهر شد و بیشتر وقت خود را صرف کار پژوهشی کرد. گزارش‌هایی از فشار سیاسی و بازجویی در این دوره وجود دارد، حتی برخی به ضرب و شتم او اشاراتی داشته‌اند اما نمی‌توان بدون مدارک پزشکی و تاریخی روشن، این موارد را تایید یا بیماری، مرگ او را مستقیماً به شکنجه یا بازجویی نسبت داد.
اینکه دهخدا تمرکزش را روی پروژه لغتنامه گذاشته بود به سال‌ها پیش از کودتا برمی‌گردد و به بخش محوری زندگی علمی او تبدیل شده بود. شرایط سیاسی پس از ۲۸ مرداد می‌توانست بر امکان حضور عمومی او اثر بگذارد، اما لغت‌نامه مسیری طولانی داشت که ریشه‌های آن به تجربه‌های بسیار پیش‌تر دهخدا بازمی‌گشت.

روزهای پایانی زندگی و درگذشت

بیماری و فرسودگی پس از سال‌ها پژوهش

در زمستان پایانی عمر، دهخدا بیمار و فرسوده بود. او سال‌های طولانی را صرف مطالعه، یادداشت‌برداری، بررسی متون و سامان‌دهی لغت‌نامه کرده بود. چنین کاری به تمرکز مداوم نیاز داشت و حجم عظیم مواد گردآوری‌شده، مسئولیت علمی سنگینی بر دوش او می‌گذاشت.

فریدون مشیری نیز در روایتی از آخرین روزهای دهخدا، از فرسودگی ناشی از سال‌های طولانی کار یاد کرده است.

حکایت «که مپرس» و غزل حافظ

نقلی مشهور درباره روزهای پایانی دهخدا به محمد معین نسبت داده شده است. بنا بر این خاطره، دهخدا در یکی از واپسین روزهای زندگی در جمع یاران لغتنامه بارها عبارت «که مپرس» را بر زبان می‌آورد. معین این عبارت را اشاره‌ای به غزل حافظ با مطلع «درد عشقی کشیده‌ام که مپرس» دانست و آن غزل را برای او خواند. دهخدا که عمر خود را با واژه‌ها، متون و شواهد ادبی گذرانده بود، در حافظه نزدیکانش نیز با زبان شعر کلاسیک به یاد مانده است.

cover
علامه دهخدا
علامه علی‌اکبر دهخدا
  • چکیده:  دهخدا در این فایل صوتی که البته به خاطر قدمت و نوع این نوار مغناطیسی کیفیت مناسبی هم ندارد به همکارانش در تدوین لغتنامه اشاره می‌کند
  • خواننده / گوینده:  علامه علی‌اکبر دهخدا
  • سال انتشار:  1326
0:00

درگذشت و آرامگاه

علی‌اکبر دهخدا در ۷ اسفند ۱۳۳۴ خورشیدی، برابر با ۲۷ فوریه ۱۹۵۶ میلادی، در تهران درگذشت. پیکر او در آرامستان ابن‌بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری او بسیار غریبانه و در سکوت برگزار شد. اگرچه با مرگ دهخدا، پروژه لغت‌نامه متوقف نشد. یادداشت‌ها، فیش‌ها و مواد گردآوری‌شده او در اختیار همکاران و نهادهایی قرار گرفت که ادامه کار را بر عهده گرفتند. همین استمرار باعث شد لغت‌نامه در سال‌های بعد تکمیل و منتشر شود؛ کاری که بدون سازمان‌دهی و کوشش پژوهشگران پس از او ممکن نبود.

در پایان: دهخدا چگونه به دهخدا تبدیل شد؟

زندگی دهخدا را می‌توان به‌صورت پیوند چند تجربه مهم فهمید، نه مجموعه‌ای از رویدادهای جدا از هم.

او در خانواده‌ای با ریشه قزوینی و در تهرانِ دوره قاجار رشد کرد. مرگ پدر در کودکی، مسئولیت تربیت فرزندان را بر دوش مادر گذاشت و ارتباط خانوادگی با شیخ هادی نجم‌آبادی و آموزش نزد شیخ غلامحسین بروجردی، بخش مهمی از تربیت فکری و علمی او را شکل داد. از غلامحسین بروجردی، دانش زبان و علوم سنتی را آموخت؛ و از شیخ هادی، بنا بر یادکرد خود او، در پرورش قدرت تعقل بهره برد.
تحصیل در مدرسه علوم سیاسی و آشنایی با زبان فرانسه، حوزه دانش او را گسترش داد. سفر به اروپا امکان مشاهده محیط مطبوعاتی و سیاسی دیگری را فراهم کرد. پس از بازگشت به ایران، این تجربه‌ها در روزنامه‌نگاری مشروطه به کار آمدند. در صور اسرافیل و ستون «چرند و پرند»، دهخدا از زبان روزمره برای نقد استبداد، فساد و نابرابری استفاده کرد و نشان داد که طنز می‌تواند ابزار جدی مداخله در مسائل عمومی باشد.
به توپ بستن مجلس، کشته‌شدن میرزا جهانگیرخان و تبعید، فصل تلخ زندگی سیاسی او را رقم زدند. ادامه انتشار صور اسرافیل در سوئیس، انتشار سروش در استانبول و انتخاب به نمایندگی مجلس دوم، نشان داد که این تجربه‌ها فعالیت سیاسی او را یکباره پایان ندادند. بااین‌حال، جنگ جهانی اول و اقامت در چهارمحال و بختیاری، زمینه‌ای فراهم کرد تا کار پژوهشی او جدی‌تر و منظم‌تر دنبال شود.
امثال و حکم بخشی از این مسیر را به نتیجه رساند: کتابی که زبان مردم، اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها و شواهد ادبی و فرهنگی را در مقیاسی گسترده ثبت کرد. ترجمه آثار مونتسکیو و پژوهش در متون کلاسیک نیز نشان داد که علاقه دهخدا به زبان، با تاریخ، سیاست و میراث فکری پیوند داشت.
اما پروژه‌ای که بیش از هر چیز نام او را ماندگار کرد، لغت‌نامه بود. این اثر نه محصول یک دوره کوتاه، بلکه نتیجه سال‌ها گردآوری، فیش‌برداری، مطالعه و سازمان‌دهی منابع بود. دهخدا کوشید واژه‌ها را با معنا، کاربرد، شاهد ادبی و زمینه تاریخی‌شان ثبت کند. لغت‌نامه به همین دلیل از یک فرهنگ لغت معمولی فراتر رفت و به مرجعی برای پژوهش در زبان، ادبیات و تاریخ فرهنگی ایران تبدیل شد.

در نهایت، میراث دهخدا فقط در حجم لغت‌نامه خلاصه نمی‌شود. او در مطبوعات نشان داد که زبان عامیانه می‌تواند ابزار نقد سیاسی باشد؛ در امثال و حکم بخشی از حافظه زبانی مردم را ثبت کرد؛ در ترجمه و بررسی متون، میان سنت فارسی و اندیشه‌های بیرونی ارتباط برقرار کرد؛ و در لغت‌نامه کوشید شواهد پراکنده زبان فارسی را به مجموعه‌ای منظم و قابل استفاده برای نسل‌های بعد تبدیل کند. همین پیوند میان زبان زنده مردم، ادبیات کلاسیک، اندیشه سیاسی و پژوهش مستند است که جایگاه او را در تاریخ فرهنگ ایران توضیح می‌دهد.

منابع و نکات مربوط به دقت تاریخی

برای بررسی و تکمیل این زندگی‌نامه، منابع زندگی‌نامه‌ای و کتاب‌شناختی مربوط به دهخدا، تاریخ انتشار امثال و حکم و لغت‌نامه، و گزارش‌های مربوط به فعالیت‌های مطبوعاتی او قابل استفاده‌اند. از جمله:

  • مدخل‌های زندگی‌نامه‌ای دهخدا در دانشنامه‌ها و منابع پژوهشی فارسی.

  • گزارش‌های مربوط به تاریخ انتشار و ساختار کتاب امثال و حکم.

  • تاریخچه مؤسسه لغت‌نامه دهخدا و دانشگاه تهران.

  • فهرست آثار و ترجمه‌های دهخدا و اطلاعات کتاب‌شناختی مربوط به تصحیح متون.

  • خاطرات و روایت‌های منقول از دهخدا و نزدیکانش درباره دوران کودکی و روزهای پایانی زندگی.