۷ آبان، روز بزرگداشت کوروش؛ مناسبتی بیرون از تقویم رسمی!

این فرسته درباره شواهد تاریخی، فتوحات کوروش و منشأ روز بزرگداشت اوست. اینجا اهمیت فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، جایگاه استوانه کوروش در تاریخ و روایت‌های مربوط به بازگشت تبعیدیان یهودی بررسی می‌شود. همچنین، با مرور فتوحات کوروش در سرزمین ماد، لیدی و بابل، به این پرسش پرداخته می‌شود که چرا ۷ آبان به‌عنوان روز بزرگداشت او شناخته شده است. بخش پایانی نیز شکل‌گیری معاصر این مناسبت، زمینه‌های فرهنگی و سیاسی آن و تفاوت میان شواهد تاریخی و برداشت‌های امروزی از شخصیت کوروش را بررسی می‌کند.

۷ آبان در حافظه فرهنگی معاصر ایرانیان با نام روز کوروش بزرگ شناخته می‌شود؛ روزی که توجه‌ها را به بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، آرامگاه او در پاسارگاد و جایگاه کوروش در تاریخ ایران و جهان جلب می‌کند. بااین‌حال، برای شناخت دقیق این مناسبت باید میان واقعیت‌های تاریخی، روایت‌های باستانی و برداشت‌های امروزی تفاوت گذاشت.

هفتم آبان، سالروز تولد کوروش نیست

یکی از نکات مهم درباره این روز، تفاوت میان سالروز تولد و روز بزرگداشت کوروش است. تاریخ دقیق تولد کوروش دوم مشخص نیست و انتخاب ۷ آبان برای بزرگداشت او به رویدادی تاریخی نسبت داده می‌شود، نه تولدش. در روایت رایج، این تاریخ با ورود کوروش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ارتباط دارد؛ هرچند تطبیق دقیق تاریخ‌های باستانی با تقویم امروزی نیازمند دقت تقویمی است.

 این روز در تقویم رسمی ایران ثبت نشده است

روز کوروش بزرگ، برخلاف مناسبت‌های رسمی تقویم کشور، یک مناسبت شناخته‌شده اما غیررسمی است. بنابراین، نباید آن را با روزی که به تصویب رسمی مراجع تقویمی رسیده باشد یکسان دانست. شکل‌گیری این مناسبت در ایران معاصر، به‌ویژه از اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، با توجه عمومی به میراث هخامنشی و گردهمایی علاقه‌مندان در پاسارگاد همراه بوده است. همین تمایز میان اهمیت فرهنگی یک روز و جایگاه اداری آن، برای نوشتن مطلبی مستند درباره ۷ آبان ضروری است.

پیوند این تاریخ با فتح بابل است

مهم‌ترین پشتوانه تاریخی این مناسبت، رویدادنامه نبونعید است؛ لوحی گِلی به خط میخی بابلی که وقایع دوران آخرین پادشاه بابل را ثبت کرده است. این متن از ورود کوروش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد خبر می‌دهد. بر اساس ترجمه منتشرشده از این رویدادنامه، ورود کوروش در روز سوم ماه آرَخسَمنه، برابر با ۲۹ اکتبر در یکی از تبدیل‌های رایج تقویمی، ثبت شده است. این سند یکی از منابع نزدیک به زمان رویداد است و از تکیه صرف بر روایت‌های متأخر ارزش بیشتری دارد.

ورود کوروش بزرگ به بابل فتح بابل توسط کوروش

کوروش دوم بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود

کوروش دوم، که به کوروش بزرگ شهرت یافته، در حدود سال ۵۵۹ پیش از میلاد به پادشاهی پارس رسید و در جریان لشکرکشی‌های خود قلمرو گسترده‌ای را زیر فرمان آورد. شکست آستیاگ، پادشاه ماد، فتح قلمرو لیدی و تصرف بابل از مهم‌ترین مراحل گسترش قدرت او بودند. اهمیت تاریخی کوروش تنها به وسعت قلمرو وابسته نیست؛ شکل‌گیری ساختار شاهنشاهی هخامنشی و میراث سیاسی‌ای که برای جانشینانش برجای گذاشت نیز از موضوعات اصلی پژوهش درباره دوران اوست.

استوانه کوروش، سندی مهم برای شناخت سیاست شاهنشاهی است

آرامگاه کوروش در محوطه باستانی پاسارگاد، در استان فارس، قرار دارد. بنای سنگی آن از یک سکوی پلکانی و اتاقکی سنگی تشکیل شده است؛ ساختاری ساده و درعین‌حال شاخص که با بسیاری از آرامگاه‌های باشکوه دوره‌های بعد تفاوت دارد. پاسارگاد نخستین مرکز مهم شاهنشاهی هخامنشی بود و آثار باقی‌مانده در آن، از کاخ‌ها و محوطه‌های معماری گرفته تا آرامگاه، برای شناخت هنر و سازمان سیاسی آن دوره اهمیت دارند. این محوطه در سال ۱۳۸۲ / ۲۰۰۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

استوانه کوروش

کوروش در منابع یونانی نیز جایگاه برجسته‌ای دارد

کوروش تنها در اسناد ایرانی و بابلی شناخته نمی‌شود. هرودوت در تواریخ و گزنفون در کوروش‌نامه روایت‌هایی درباره زندگی، فتوحات و شیوه فرمانروایی او آورده‌اند. البته این دو اثر ماهیت یکسانی ندارند: هرودوت روایت تاریخی خود را بر پایه گزارش‌ها و سنت‌های گوناگون سامان می‌دهد، درحالی‌که کوروش‌نامه گزنفون اثری با جنبه‌های آشکار آموزشی و آرمان‌گرایانه درباره فرمانروایی است. ازاین‌رو، استفاده از این آثار برای شناخت کوروش مستلزم مقایسه روایت‌ها با اسناد هم‌عصر اوست؛ به‌ویژه هنگامی که سخن از جزئیات زندگی یا گفتارهای منسوب به اوست.

اسناد تاریخی و زمینه‌های شکل‌گیری مناسبت

سند اول: استوانه کوروش؛ بازگرداندن خدایان به نیایشگاه‌ها

این اثر گِلی که در بابل کشف شد و اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود، به سال ۵۳۹ پیش از میلاد تعلق دارد. متن آن فتح بابل، معرفی کوروش در چارچوب سنت پادشاهی بابلی و اقداماتی مانند بازگرداندن پیکره‌های خدایان به نیایشگاه‌هایشان را شرح می‌دهد. استوانه سندی مهم برای مطالعه شیوه مشروعیت‌بخشی به حکومت در جهان باستان است؛ اما تعبیر مشهور «نخستین منشور حقوق بشر جهان» تفسیری امروزی است و نباید آن را معادل دقیق مفهوم حقوق بشر در روزگار ما دانست.

در متن استوانه کوروش، بازگرداندن پیکره‌های خدایان به شهرها و سامان‌دادن دوباره برخی نیایشگاه‌ها از اقدامات پادشاه معرفی شده است. همچنین منابع تاریخی از بازگشت گروه‌هایی از تبعیدیان به سرزمین‌های خود در چارچوب سیاست‌های کوروش خبر می‌دهند و مشروعیت حکومت کوروش را نیز از طریق حمایت مردوک، خدای بابلی، توضیح می‌دهد.

این شواهد باعث شده است که نام او با مدارا در امور دینی و فرهنگی پیوند بخورد. بااین‌حال، برای داوری دقیق درباره سیاست‌های او باید توجه کرد که استوانه متنی سلطنتی است و در سنت نگارش پادشاهی بین‌النهرین، طبعا تصویری مطلوب از فرمانروا عرضه می‌کند.

استوانه کوروش کتیبه‌ای به زبان اکدی و خط میخی بابلی. این اثر در سال ۱۸۷۹ در بابل کشف شد و اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

فرار زندانیان بابل

سند دوم: کتاب عزرا؛ بازگشت تبعیدیان یهودی به اورشلیم

کتاب عزرا در عهد عتیق، فصل اول، آیات ۱ تا ۴، فرمانی را به کوروش نسبت می‌دهد که بر اساس آن، تبعیدیان یهودی اجازه می‌یابند به اورشلیم بازگردند و معبد خود را بازسازی کنند. در ادامه همین فصل، از بازگرداندن ظروف معبد اورشلیم که به بابل منتقل شده بودند نیز سخن گفته می‌شود.

اهمیت این گزارش در آن است که تصویر کوروش به‌عنوان فرمانروایی که امکان احیای یک سنت دینی را فراهم کرد، فقط در روایت‌های ایرانی معاصر دیده نمی‌شود؛ این تصویر در سنت دینی یهود نیز جایگاه مهمی دارد. بااین‌حال، باید یک تمایز منبع‌شناختی را رعایت کرد: کتاب عزرا روایتی دینی و تاریخی است، نه نسخه اصلی فرمانی که امروز در دست داشته باشیم. همچنین، استوانه کوروش به‌صراحت نام یهودیان یا اورشلیم را ذکر نمی‌کند؛

بنابراین، این دو سند را باید شواهد مکمل دانست، نه دو نسخه از یک متن واحد.

  • استوانه کوروش؛ متن و شرح شیء در وبگاه موزه بریتانیا.
  • دانشنامه ایرانیکا، مدخل «The Cyrus Cylinder»، نوشته محمد ای. دندامایف. متن مدخل
  • کتاب عزرا، فصل اول، آیات ۱ تا ۱۱؛ برای متن فرمان منسوب به کوروش و بازگرداندن ظروف معبد. متن فصل اول عزرا به انگلیسی.

در واقع، کوروش پیش از فتح بابل دو فتوحات بسیار مهم داشت: شکست مادها و تصرف لیدیه. از نظر گسترش قدرت سیاسی و نظامی، این دو رویداد به‌اندازه فتح بابل اهمیت دارند و حتی فتح بابل را باید در ادامه آن‌ها فهمید.

سه فتح بزرگ کوروش

۱. شکست مادها و تصرف هگمتانه — حدود ۵۵۰ پیش از میلاد

کوروش آستیاگ، پادشاه ماد، را شکست داد و هگمتانه، پایتخت مادها، به دست او افتاد. این پیروزی نقطه عطفی در انتقال قدرت از دودمان ماد به دودمان هخامنشی بود. البته نباید تصور کرد که تمام ساختارهای ماد نابود شدند؛ ماد همچنان جایگاه مهمی در شاهنشاهی جدید داشت.

۲. شکست لیدیه و تصرف سارد — حدود ۵۴۷ تا ۵۴۶ پیش از میلاد

کوروش، کرزوس، پادشاه ثروتمند لیدیه در غرب آناتولی، را شکست داد و پایتخت او، سارد، را تصرف کرد. این فتح، قدرت کوروش را به آسیای صغیر گسترش داد و شهرهای یونانی ساحل اژه را نیز در معرض سلطه ایران قرار داد. تاریخ دقیق این لشکرکشی محل بحث است، اما اصل فتح لیدیه از رویدادهای اصلی دوران کوروش به شمار می‌رود.

فتوحات کوروش

۳. فتح بابل — ۵۳۹ پیش از میلاد

کوروش پس از شکست سپاه بابل در نبرد اوپیس و تصرف شهر سیپار، وارد بابل شد. اهمیت این پیروزی در تصرف یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خاور نزدیک باستان بود. رویدادنامه نبونعید، سندی بابلی به خط میخی، جزئیاتی از لشکرکشی و سقوط بابل ثبت کرده است.

  • از نظر تشکیل شاهنشاهی: شکست مادها نقطه عطف بود؛ زیرا قدرت پارس را به نیروی مسلط منطقه تبدیل کرد.
  • از نظر گسترش جغرافیایی: فتح لیدیه قلمرو کوروش را به غرب آناتولی رساند.
  • از نظر اهمیت سیاسی و فرهنگی: فتح بابل جایگاهی ویژه داشت؛ زیرا کوروش به یکی از مراکز بزرگ تمدن بین‌النهرین دست یافت و در سنت‌های تاریخی بابلی و یهودی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد.

این ترتیب کلی با گزارش‌های دانشنامه ایرانیکا و رویدادنامه نبونعید سازگار است.
رویدادنامه نبونعید (Nabonidus Chronicle)، لوحی گِلی نگهداری‌شده در موزه بریتانیا با شماره ثبت BM ۳۵۳۸۲، از شکست آستیاگ و تصرف هگمتانه، لشکرکشی کوروش به غرب و سقوط بابل گزارش‌هایی دارد.

این اثر به‌دلیل نزدیکی زمانی به رویدادها از منابع مهم بازسازی تاریخ فتوحات کوروش است؛ البته بخش‌هایی از متن آسیب دیده و برخی جزئیات، به‌ویژه درباره تاریخ دقیق فتح لیدیه، نیازمند بررسی انتقادی است.اگر کوروش با شکست مادها و فتح لیدیه شاهنشاهی خود را بنا کرد، با فتوحات دیگری آن را گسترش داد.

چرا فتح بابل؟

بر اساس شواهد موجود، پاسخ را باید در تفاوت میان اهمیت نظامی فتوحات و معنای نمادین یک رویداد جست‌وجو کرد. فتح بابل لزوماً بزرگ‌ترین پیروزی نظامی کوروش نبود؛ اما رویدادی بود که تاریخ دقیق‌تری دارد، سندی نزدیک به زمان وقوع آن را تأیید می‌کند و به‌سبب پیامدهای سیاسی و فرهنگی‌اش ظرفیت بیشتری برای تبدیل‌شدن به یک روز یادبود داشته است.

تاریخ ورود کوروش به بابل و سند تاریخی آن

رویدادنامه نبونعید، سندی بابلی به خط میخی، ورود شخص کوروش به بابل را در روز سوم ماه آرَخسَمنه ثبت می‌کند؛ تاریخی که معمولاً با ۲۹ اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد تطبیق داده می‌شود. دانشنامه ایرانیکا نیز همین تاریخ را گزارش کرده است. در مقابل، تاریخ دقیق فتح مادها و لیدیه با همان درجه از قطعیت مشخص نیست. بنابراین، ورود به بابل یک نقطه تاریخی قابل‌تعیین برای ساختن مناسبت سالانه فراهم می‌کرد.

بابل فقط یک شهر فتح‌شده نبود

بابل یکی از مراکز بزرگ سیاسی، اقتصادی و دینی خاور نزدیک باستان بود. فتح آن به معنای پایان استقلال پادشاهی نو-بابلی و قرارگرفتن این مرکز تمدنی زیر فرمان کوروش بود. افزون بر این، رویداد در منابع بابلی و سنت دینی یهود بازتاب یافت و به همین دلیل، امکان روایت‌کردن آن فراتر از یک پیروزی نظامی صرف وجود داشت.

جنگ لیدیه فتح بابل

انتخاب ۷ آبان، تصمیمی متعلق به دوران معاصر

باید توجه داشت هیچ سند شناخته‌شده‌ای در دست نیست که نشان دهد ایرانیان باستان ۷ آبان را روز بزرگداشت کوروش می‌دانستند. این مناسبت در شکل امروزی خود، پدیده‌ای معاصر است.

مناحم مرهاوی، پژوهشگر اسرائیلی مرکز مطالعات ایران در دانشگاه تل‌آویو، در مقاله سال ۲۰۱۷ خود با عنوان Cyrus Day – A Tradition in the Making توضیح می‌دهد که روز کوروش در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت. او دو عامل مهم در گسترش توجه به پاسارگاد را مطرح می‌کند: افزایش توجه به نمادهای ایران پیش از اسلام از اواخر دهه ۱۹۹۰ و اعتراض‌ها به طرح سد سیوند در اوایل دهه ۸۰ که نگرانی‌هایی درباره میراث پاسارگاد ایجاد کرده بود.

این مقاله همچنین به دو شاهد مشخص اشاره می‌کند:

  • در سال ۲۰۰۱، گروه ادبیات دانشگاه تهران نمایشگاهی با موضوع روز کوروش در جهان برگزار کرد.
  • در سال ۲۰۰۳، انجمن دانشجویان همان گروه بار دیگر نمایشگاهی برگزار کرد و خواستار تعیین روزی برای بزرگداشت کوروش شد.

روز کوروش به بخشی از حافظه فرهنگی معاصر ایران تبدیل شده است

برگزاری گردهمایی‌ها و انتشار مطالب درباره کوروش در ۷ آبان، این تاریخ را به فرصتی برای گفت‌وگو درباره تاریخ باستان، هویت ایرانی و حفاظت از آثار تاریخی تبدیل کرده است. این مناسبت در تقویم رسمی ثبت نشده، اما در سال‌های اخیر توجه عمومی قابل‌توجهی به آن شده است. در عین حال، دیدگاه‌های مردم درباره معنای این روز یکسان نیست: برای برخی، یادآور میراث تاریخی و فرهنگی است؛ برای برخی دیگر، فرصتی برای طرح پرسش‌هایی درباره نسبت گذشته با جامعه امروز. شناخت این تنوع دیدگاه‌ها، تصویر دقیق‌تری از جایگاه معاصر این مناسبت به دست می‌دهد.

آرامگاه کوروش بزرگ

یادکردن از کوروش تنها به برگزاری یک مناسبت سالانه محدود نمی‌شود. پاسارگاد مجموعه‌ای باستانی است که شناخت آن به حفاظت از بناها، پژوهش باستان‌شناختی، ثبت و نگهداری اسناد و توجه به محیط تاریخی محوطه وابسته است. آرامگاه کوروش بخشی از مجموعه‌ای گسترده‌تر است و نباید اهمیت پاسارگاد را به یک بنا فروکاست. در روز بزرگداشت کوروش می‌توان به جای تکرار روایت‌های اثبات‌نشده، درباره شواهد تاریخی، وضعیت میراث فرهنگی و مسئولیت نسل امروز در نگهداری از این آثار سخن گفت. چنین رویکردی، بزرگداشت را از یک یادبود نمادین به فرصتی برای شناخت مستند تاریخ تبدیل می‌کند.

نتیجه‌ای که می‌توان با اطمینان گرفت:

اینکه ۷ آبان به نام روز کوروش شناخته شده، حاصل ترکیب سه عامل است:

  • یک تاریخ قابل‌تعیین: ورود کوروش به بابل در ۲۹ اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد.
  • یک رویداد دارای اهمیت فراتر از جنگ: فتح یکی از مهم‌ترین مراکز تمدنی منطقه و پیامدهای سیاسی و فرهنگی آن.
  • یک انتخاب معاصر: تلاش‌های فرهنگی و مردمی در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی برای تبدیل این تاریخ به روز بزرگداشت کوروش.

نوشیروان کیهانی‌زاده

انوشیروان کیهانی‌زاده، روزنامه‌نگار و تاریخ‌نویس، در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۸۰ در ستون «روزنامک» روزنامه شرق این موضوع را مطرح کرده بود. در روایت نقل‌شده از او، ۲۹ اکتبر با عنوان Sirius Day معرفی شده بود؛ عنوانی که به ستاره شباهنگ مربوط است، نه کوروش. رضا مرادی غیاث‌آبادی نیز به این ارتباط نادرست اشاره کرده است.
کیهانی‌زاده متولد ۱۳۱۵ و اکنون مقیم امریکاست.

مقاله مناحم مرهاوی، پژوهشگر تاریخ و هویت ایرانی، با عنوان Cyrus Day – A Tradition in the Making، در سال ۲۰۱۷ منتشر شده و دقیقاً به شکل‌گیری این مناسبت می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که روز کوروش در اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی از ابتکارهای فرهنگی و مردمی سربرآورد، اما بعدتر به عرصه‌ای برای بیان دیدگاه‌های سیاسی و مناقشه بر سر هویت ایرانی تبدیل شد.

آیا مناسبت‌ مهم‌تری برای این روز وجود نداشت؟

قطعا می‌شد روزی را برای بزرگداشت کوروش انتخاب کرد که به بنیان‌گذاری قدرت هخامنشی یا یکی دیگر از فتوحات او مربوط باشد؛ اما تاریخ ۲۹ اکتبر در روایت معاصر، به‌واسطه ارتباطش با ورود به بابل و استوانه کوروش، تساهل و رواداری او  ظرفیت نمادین خاصی پیدا کرد.

یک سند مهم برای فهم این انتخاب، نامه‌ای است که کمیته بین‌المللی نجات پاسارگاد در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ به مدیرکل وقت یونسکو نوشت. در این نامه، ۲۹ اکتبر به‌عنوان «روز جهانی کوروش بزرگ» پیشنهاد شده و ارتباط آن با ورود کوروش به بابل و مفهوم حقوق بشر برجسته شده است. این سند نشان می‌دهد که دست‌کم یکی از جریان‌های فعال در ترویج مناسبت، آگاهانه بر این پیوند نمادین تأکید می‌کرده است؛ هرچند ادعای آن نامه درباره به‌رسمیت‌شناختن استوانه به‌عنوان نخستین سند حقوق بشر از سوی سازمان ملل دقیق نیست.

منابع و مراجع

  • Tel Aviv University
  • cabinet
  • Encyclopaedia Iranica
  • NET Bible
  • رادیو فردا
  • savepasargad.com
  • Google Arts & Culture
  • میناحم مرهاوی، «Cyrus Day – A Tradition in the Making» (۲۰۱۷)، پژوهشی درباره شکل‌گیری معاصر روز کوروش؛ مرکز مطالعات ایران، دانشگاه تل‌آویو.
  • رویدادنامه نبونعید (Nabonidus Chronicle)، لوح BM ۳۵۳۸۲، موزه بریتانیا.
  • استوانه کوروش؛ متن و شرح شیء در وبگاه موزه بریتانیا.
  • محمد ای. دندامایف، مدخل «The Cyrus Cylinder»، دانشنامه ایرانیکا.
  • کتاب عزرا، عهد عتیق، فصل اول، آیات ۱ تا ۱۱.
  • نامه کمیته بین‌المللی نجات پاسارگاد به مدیرکل یونسکو، ۱۲ فوریه ۲۰۰۸، بایگانی Save Pasargad.
  • رضا مرادی غیاث‌آبادی، اشاره به ارتباط ادعایی ۲۹ اکتبر با عنوان Sirius Day؛ در کنار روایت نقل‌شده از انوشیروان کیهانی‌زاده در ستون «روزنامک» روزنامه شرق.