داستان کوتاه درباره خودکشی

داستان کوتاه درباره خودکشی

نامعادله های حل نشدنی داستان کوتاهی از زندگی و سرنوشت است. در مجله فرهنگی وبلایت سعی داریم داستان های کوتاهی که لایه های زیرین فرهنگی و نگاه الهام بخش دارد را منتشر کنیم باید که بر کیفیت زندگی خوانندگان و همراهان مان افزوده شود.

نامعادله های حل نشدنی داستان کوتاه درباره خودکشی است که درباره زندگی و سرنوشت می گوید. در مجله فرهنگی وبلایت سعی داریم داستان های کوتاهی که لایه های زیرین فرهنگی و نگاه الهام بخش دارد را منتشر کنیم باید که بر کیفیت زندگی خوانندگان و همراهان مان افزوده شود. 

خودکشی دهمین علت مرگ در جهان است. گفته می شود سالانه حدود 800 هزار نفر بر اثر خودکشی از جمعیت کره زمین کم می شود. روان شناسان دلیل اصلی خودکشی را ناامیدی فرد از زندگی می دانند. اختلال های روانی مثل افسردگی، اعتیاد به الکل و سوء مصرف مواد از دلایل اصلی خودکشی ها در جهان است. 

خودکشی

نامعادله های حل نشدنی، داستان کوتاه درباره خودکشی

مردی قصد خودکشی داشت
به بالای صخره بلندی رفت و طنابی به گردنش انداخت
آن را به صخره بست،مقداری سم خورد و خود را آتش زد
خود را پرت کرد و در همان حال به سمت سر خود شلیک کرد…
تیر به خطارفت و  طناب را قطع کرد مرد که از حلق آویز شدن نجات یافت،
به داخل آب افتاد و آتش خاموش شد و استفراغ سم را از بدن او دفع کرد.
ماهیگیری او را  دید و از آب زنده بیرون آورد.
مرد به بیمارستان  منتقل شد و در آنجا بعلت نبود امکانات درگذشت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ژان والژان:
مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال درآنجا نان مجانی خوردم..

بینوایانویکتور هوگو

 

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]